88951171-72
  • دکتر مهرداد طالبی
  • ساعت ملاقات 14 الی 20
  • 88951171-72
  • 09121891506
  • mehrdadtalebi.ir
قبول پرونده های طلاق , مهریه, نفقه , جهیزیه , حضانت ,اجرت المثل ,اجاره ,قرارداد , بیع ,تنظیم قرارداد , تنظیم دادخواست , محاسبه مهریه به نرخ روز ,شکایت دیه , شکایت از سازمانهای دولتی , دیوان عدالت , انحصار وراثت , قرارداد صلح ,تنظیم وصیت نامه , هبه ,ابقاع ,عقد , اقاله , معوض و ...

صفورا بنی نجاريان، محمد رضا پورخليلي

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چکيده
حقوق بشر دوستانه شعبه ای از حقوق بين الملل است که هدف آن عبارتند از: حمايت از اشخاصی که مستقيماً درگير جنگ نيستند يعنی زخمی ها، بيماران، اسراء و افراد غير نظامی. همچنين به مجموعه قواعد و مقرراتی گفته می شود که ناظر به رعايت حداقل حقوقی است که در هنگام جنگ، طرفين متخاصم بايد رعايت کنند. از آنجايي که اين حقوق بدون توجه به رنگ، نژاد، زبان، مذهب و مليت در زمان جنگ و درگيری مسلحانه لازم الرعايه می باشد بنابراين ماهيت حقوق بشری دارد.

پس می توان گفت که حقوق بشر دوستانه شاخه ای از حقوق بشر می باشد که در منازعات مسلحانه بين المللی و در برخی اوضاع و احوال معين و محدود، در منازعات مسلحانه داخلی مورد استفاده قرار می گيرد. شايد بتوان گفت که حقوق بشر دوستانه نوع خاصی از «حقوق بشر» است که به «حقوق جنگ» يا «حقوق مخاصمات مسلحانه» اختصاص دارد. حقوق بشر دوستانه مربوط به نيمه دوم قرن نوزدهم است اما مفاد آن ريشه در فطرت بشری و اديان الهی دارد. اولياء الهی به ويژه معصومان (ع) همواره مفاد آن را توصيه و اجرا می کردند.

با دقت در تئوری مهدويت نيز به اين نتيجه می رسيم که رعايت کرامت انسان ها و حقوق بشر دوستانه تنها به شخص امام عصر (ع) ختم نمی شود بلکه ياران وی نيز بر مبنای رعايت اين امور با حضرت دست بيعت می دهند. پيامبر مکرم اسلام (ص) نيز در بيانی ضمن تبيين برکت عصر ظهور، آن دوره را زمان تکريم و تعظيم امت معرفی کرده اند. بنابراين به طور اختصار می توان گفت که: زنان، کودکان، سالخوردگان، افراد ناتوان، مجروحان، اسيران، (غيرنظاميان)، اموال شخصی و حريم خصوصی افراد، محيط زيست و ممنوعيت استفاده از سلاح های کشتار جمعی و … که امروزه تحت عنوان حقوق بشر دوستانه بين المللی از آن ها ياد می شود و کشورها ملزم به رعايت آن ها هستند؛ قرن ها پيش در سيره و کلام معصومين (ع) توصيه و در احاديث مربوط به عصر ظهور نيز بر اجرای آن تأکيد شده است.

1. مقدمه
اصول و قواعد حقوق بشر دوستانه بر مبنای معاهدات بين المللی و اراده جامعه بين الملل است. مبنی بر رعايت حقوق اساسی بشر، حمايت از قربانيان درگيری های مسلحانه، رعايت حال زخمی ها، بيماران، زنان، کودکان، (غيرنظاميان) و محدوديت ابزارها و شيوه های جنگی می باشد. حقوق بشردوستانه قدمت طولانی دارد و آثار آن را می توان در زمان های بسيار دور يافت.

در دوران حيات اسلام به ويژه تعاليم پيامبر اکرم (ص) و امير المؤمنين (ع) اين حقوق مشهود است. از جمله اين موارد می توان به انعقاد معاهدات در زمان حيات پيامبر (ص) اشاره کرد که براساس اين معاهدات خود و پيروانش را در برابر ديگران (مشرکان و اهل کتاب) متعهد می کرد. به عنوان نمونه می توان قرارداد «صلح حديبيه» بين پيامبر (ص) و بت پرستان را مطرح کرد که بر مبنای اين قرارداد امنيت کامل در عربستان حاکم شد و در همان دوران اسلام به سرعت رواج يافت. همچنين می توان به دستور العمل علی (ع) به سربازان خويش هنگام جنگ با معاويه اشاره نمود که صريحاً به منع کشتار فراريان، مجروحان و منع آزار زنان دستور می دهد.

اما آنچه که تحت عنوان حقوق بشر دوستانه بين المللی در روابط بين الملل و حقوق بين الملل امروزی مورد توجه دولت ها قرار گرفته است. تلاش هايي بوده که منجر به تنظيم و تصويب مواقتنامه بين دولت ها شد واز لحاظ حقوقی جنبه قانونی و عملی به خود گرفت. قدمت طولانی نداشته و به نيمه دوم قرن نوزدهم بر می گردد. در حقيقت هدف اين مقاله اين است که ثابت نمايد در نسبت ميان حقوق بشر دوستانه و اسلام يا همان آموزه های مهدويت اصول و مبانی مشترکی وجود دارد که بايد استخراج و ارائه شود. به عنوان مثال می توان به اصل تناسب، اصل انسانيت و اصل تفکيک اشاره کرد. هم چنين عدم حمله به غيرنظاميان که همان اصل تفکيک است و يا حمايت از انسان های بی گناه در جنگ اعم از کودکان، زنان و پيران و که قرن ها پيش در فقه اسلامی آمده و اکنون در حقوق بشر دوستانه بين المللی هم وجود دارد. با توجه به مطالب فوق به مطالعه تطبيقی بين ديدگاه مهدويت و حقوق بين الملل درخصوص حقوق غيرنظاميان در جنگ پرداخت شده است.

در همين راستا اين مبحث در دو بعد حقوق انسانی و حقوق اموال غيرنظاميان ابتدا از نظر اسلام و مهدويت و در آخر از نظر حقوق بن الملل مورد بررسی قرار داده می شود.

2. حقوق غيرنظاميان در زمان جنگ از ديدگاه اسلام
2- 1. مفهوم جنگ از نظر اسلام
در قرآن آيات کريمه ای وجود دارد که خداوند در آن ها مسلمانان را به قتال ترغيب می نمايد:
الف) سوره توبه، آيه 29:
با اهل کتابی که به خداوند و روز بازپسين ايمان ندارند و حرام داشته خدا و پيامبرش را حرام نمی گيرند و دين حق نمی ورزند، کارزار کنيد تا به دست خويش و خاکسارانه جزيه بپردازند.

در تفسير مجمع البيان به نقل از مجاهد می خوانيم: «اين آيه در وقت صدور فرمان جنگ با روميان «تبوک» نازل شده و برخی گفته اند اختصاصی بدان جنگ ندارد و به نحو عموم نازل گشته است». صاحب کنزالعرفان می نويسد: «اين آيه اشاره به قتال با اهل کتاب دارد که خدا آن ها را با چهار صفت توصيف کرده است که هر کدام از آن ها موجب قتال با آنان است. شيخ طوسی در التبيان آورده است: «آيه 29 توبه، امر از سوی خدا به پيامبر و مؤمنان است که با غير معترفان به وحدانيت الهی و غير مقران به روز جزا و بعث و شور، قتال و کارزار نمايند».

صاحب الميزان «من» را در عبارت «من الذين اوتوا الکتاب» بيانيه و مراد از قتال با اهل کتاب را، قتال با جميع دانسته است. او سه وصف آيه را، حکمت امر به قتال و کارزار با آنان می داند.

ب) سوره توبه، آيه 36:
با مشرکان همگی کارزار کنيد همچنان که آنان هم با شما همگی کارزار می کنند و بدانيد که خداوند با پرهيزگاران است.
در مجمع البيان آمده است: «يعنی همگی شما در حالی که با هم مؤتلف باشيد و اختلافی نداشته باشيد، کارزار کنيد، چنان که آن ها نيز همگی با شما کارزار کنند. و به نقل از «اصم» آورده است: معنای آيه، اين است که پشت در پشت و نسلاً بعد نسل با آن ها کارزار کنيد چنان که آن ها با شما اين گونه کارزار کنند».

ج) سوره بقره، آيه 193:
با آنان چندان نبرد کنيد که فتنه شرک باقی نماند و دين، فقط دين الهی باشد و چون دست بداشتند، ستم نبايد کرد مگر بر ستمگران.

در تفسير نمونه، با اين توضيح که فتنه از نظر لغت، معنی وسيعی دارد و هر گونه مکر، فريب، فساد، شرک، گناه و رسوايي را در بر می گيرد، منظور از فتنه را «شرک و بت پرستی» می داند و يکی از اهداف جهاد را برچيدن بساط شرک و بت پرستی عنوان می کند. محقق اردبيلی در زبده البيان آورده است: «غايت وجوب قتال، عدم فتنه و شرک است به نوعی که طاعت و انقياد فقط برای خدا باشد. اگر از کفر امتناع کردند و به اسلام روی آوردند، عقوبتی بر آنان نيست. در تفسير صافی نيز «فتنه» را به نقل از مجمع البيان شرک دانسته است.

نطز صاحب التبيان در اين آيه، فتنه را بنا به قول ابن عباس، قتاده، مجاهد، ربيع و ابن زيد، شرک دانسته و همين قول از امام صادق (ع) روايت شده است.

د) سوره بقره، آيه 191:
و هر جا که بر آنان دست يافتيد، بکشيدشان و آنان را از همان جا (مکه) که شما را رانده اند، برانيد.

صاحب کنزالعرفان اين آيه را ناسخ کليه آياتی می داند که در آن امر به موادعه يا کف و خودداری از قتال شده است. و صاحب زبده البيان نيز دلالت آن را، بر وجوب قتال با کفار و وجوب اخراج آن ها از مکه می داند.

ه) سوره بقره، آيه 216:
بر شما جهاد مقرر شده است و آن برای شما ناخوشايند است و چه بسا چيزی را ناخوش داشته باشيد و آن به سود شما باشد و چه بسا چيزی را خوش داشته باشيد و آن به زيان شما باشد و خداوند می داند و شما نمی دانيد.

به نوشته مجمع البيان، آيه بر وجوب جهاد کفايي دلالت دارد. نيز در خلاصه المنهج می خوانيم: «اين آيه، دلالت بر وجوب جهاد و فرض بودن آن می کند. سعيد بن مسيب و اکثر مفسران بر همين قولند و مراد، وجوب کفايي است». در الميزان آمده است که آيه دلالت بر فرض قتال بر همه مؤمنان دارد؛ به خاطر اين که خطاب متوجه به آن ها است؛ مگر آن که کسانی را دليل خارج کند.

و) سوره توبه، آيه 5:
و چون ماه های حرام به سر آمد، آن گاه مشرکان را هر جا که يافتيد، بکشيد و به اسارت بگيريدشان و محاصره شان کنيد و همه جا در کمينشان بنشينيد، آن گاه اگر (از کفر) توبه کردند و نماز به پا داشتند و زکات پرداختند، آزادشان بگذاريد که خداوند، آمرزگار مهربان است.

صاحب مجمع اين آيه را ناسخ کليه آياتی می شمارد که درباره صلح و خودداری از جنگ با آن ها نازل شده بوده است. نيز به نقل برخی ديگر، چهار دستور را تخييری و مصلحتی می داند. صاحب الميزان دستورات را بيان از نوع وسيله برای از بين بردن آنان می داند.

در تفسير نمونه ذيل اين آيه آمده است: «در اين جا چهار دستور خشن در مورد آن ها ديده می شود: بستن راه ها، محاصره کردن، اسير ساختن و بالاخره کشتن و ظاهر اين است که چهار موضوع به صورت يک امر تخييری نيست، بلکه با در نظر گرفتن شرايط محيط، زمان، مکان و اشخاص مورد نظر، بايد به هر يک از اين امور که مناسب تشخيص داده شود، عمل کرد». فاضل مقداد اين آيه را ناسخ آياتی که به موادعه يا خودداری از قتال فرمان داده است، می داند. نيز در خلاصه المنهج می خوانيم: «اين آيه ناسخ هر آيه ای است که در باب صلح واقع شده است».

ز) توبه، آيه 73:
ای پيامبر با کافران و منافقان جهاد کن و با آنان درشتی کن.
در کنزالعرفان، ذيل تفسير اين آيه به نقل از ابن عباس آورده است: «جهاد کفار با سيف و شمشير است و جهاد منافقان با زبان است که اقامه حجت بر آنان باشد و موعظه شوند». سپس ادامه داده است که امر جهاد با کفار دو قسم است:

1. با کفار اهل کتاب يا آن ها که شبهه کتاب داشتن دارند، کارزار می شود تا اسلام آوردند يا به شرايط ذمه ملتزم گردند.

2. با کفار غير اهل کتاب کارزار می شود تا اسلام بياورند يا کشته شوند.

در الميزان، جهاد با آنان را صرف نهايت تلاش در مبارزه با آنان می داند که با زبان و دست است تا در نهايت به قتال برسد.

ح) سوره توبه، آيه 41:
چه سبکبار، چه سنگين، روانه شويد و به مال و جانتان در راه خدا جهاد کنيد که اگر بدانيد اين برايتان بهتر است.

در اين آيه، بنا بر نقل مجمع البيان و نيز الميزان، دستور جهاد داده شده و تأکيد وجوب آن را بر بندگان بيان فرموده است.

ط) سوره توبه، آيه 123:
ای مؤمنان با کسانی از کفار که نزديک شما هستند کارزار کنيد و بايد که در شما درشتی ببينند.
صاحب کنزالعرفان در تفسير اين آيه آورده است که يعنی با همه کفار کارزار کنيد و ابتدا از نزديک تر آغاز کنيد. و در تفسير نمونه آمده است: «درست است که با تمام تاکتيک و روش مبارزه، بدون شک نخست بايد از دشمنان نزديک تر شروع کرد؛ چرا که خطر دشمنان نزديک تر بيشتر است. همان گونه که هنگام دعوت به سوی اسلام و هدايت مردم به آئين حق بايد از نزديک تر شروع کرد … (تعبير «و ليجدوا فيکم غلظه» بيان گر آن است که بايد) آمادگی و سرسختی خود را به دشمن نشان بدهيد تا آن ها بدانند در شما چنين روحيه ای هست و همان، سبب عقب نشينی و شکست روحيه آنان گردد و به تعبير ديگر، وجود قدرت کافی نيست بلکه بايد در برابر دشمن نمايش قدرت داد. در الميزان اين آيه را امر به جهاد عام دانسته است که توسعه اسلام در آن است تا آن که در دنيا شايع شود.

ی) سوره توبه، آيه 38:
ای مؤمنان! چرا هنگامی که به شما گفته می شود در راه خدا رهسپار (جهاد) شويد، گرانجانی می کنيد؟
مطابق آن چه مجمع از حسن و مجاهد نقل کرده است، منظور از «انفرو فی سبيل الله» حرکت مسلمانان برای غزوه تبوک است. در اين آيه، آنان که از رفتن به جهاد سرپيچی کرده و فرمان الهی را به جا نياوردند، مورد توبيخ قرار گرفته اند. در الميزان، مراد از «نفر فی سبيل الله» خروج به جهاد دانسته شده است.


ک) سوره انفال، آيه 65:

ای پيامبر! مؤمنان را به جهاد برانگيز.
خداوند در اين آيه خطاب به پيامبر خود فرموده است که مؤمنان به دين را به کارزار تشويق و تحريض کن.

ل) سوره توبه، آيه111:
خداوند جان و مال مؤمنان را در ازای بهشت از آنان خريده است، همان کسانی که در راه خدا کارزار می کنند و می کشند و کشته می شوند. اين وعده به راستی و درستی در تورات و انجيل و قرآن بر عهده او است.
در اين آيه از جهاد در راه خدا قدردانی شده و خدا را خريدار جان و مال جهادگران دانسته است.

با استفاده از دلايل قرآنی که پاره ای از آن مذکور آمد، به ظواهر و اطلاقات آن استناد کرده و ثابت می کنند که در اسلام علاوه بر اينکه اصل بر صلح است اما جنگ نيز مهمی است که به آن تأکيد شده است. است. اين گروه معتقدند که اين آيات با آيات ديگر نسخ نشده اند. خصوصاً آيه 29 سوره توبه که از آخرين سوره های نازل شده در قرآن کريم و مشهور به «آيه سيف» است. (برزنونی، 1384، 88-95)

با توجه به مطالب گفته شده در خصوص وجود جنگ در اسلام و بودن آياتی در قرآن دال بر اين موضوع، شرايط و ويژگی هايی نيز در رابطه با جنگ و شيوه های جنگيدن در تعاليم اسلام آمده است. از جمله اين موارد به کارگيری اصول جوانمردانه در جنگ ها و نبردها است. اينکه نيروهای درگير در جنگ نبايد با مکر و حيله و از راه های غير متعارف با دشمنان وارد جنگ شوند؛ همچنين نبايد آغازگر جنگ باشند. در سيره ی ائمه ی معصومين (ع) و در احاديث مربوط به عصر ظهور امام مهدی (عج) نيز اين اصول به وضوح مشاهده مي شود. چنان ‌كه رسول خدا (ص)، اميرالمؤمنين علي (ع) را در رأس سپاهي به سوي دشمن اعزام كرد سپس شخصي را در پي آن حضرت فرستاد و تأكيد كرد از روبرو با دشمن مقابله كن و مبادا از پشت سر به او حمله كني؛ ابتدا آنها را به اسلام دعوت كن و يا به آن‌ها اعلام كن تا جنگ غافلگيرانه نباشد. ( شيخ صدوق، ج3، 207)

رسول خدا (ص) در موارد ديگر نيز همواره بر عدم به كارگيري مكر و حيله در رويارويي با دشمن تأكيد داشتند. علاوه بر اين شبيخون زدن را نيز منع كرده و همواره تأكيد مي‌كردند كه هيچ‌گاه با قومي وارد جنگ نشويد مگر آنكه آنان را دعوت نمائيد. (عاملی، ج15، 58) در همين رابطه ابن عباس مي‌گويد؛ رسول خدا (ص) با هيچ قومي نجنگيد مگر اينكه ابتدا آنها را دعوت كرده و به آنان اعلام نمايد. (شيخ صدوق، ج3، 207) علي (ع) نيز در حكومت خود همواره بر رعايت اصول جوانمردانه در رويارويي با دشمن تأكيد داشته، از به كارگيري نيرنگ و فريب خودداري، و نهي مي‌كرد. چنانكه در اين رابطه می فرمود اگر زشتي مكر و حيله نبود من زيرك ‌ترين مردم بود. (عاملی، ج15، 70)

2- 2. حقوق بشر اسلام و جنگ
در اسلام انسان به عنوان «خليفه الله» نقش تعيين کننده ای دارد. در نتيجه از حقوق خاصی که امروزه آن را «حقوق بشر» می نامند برخوردار است. بحث و بررسی کلی پيرامون «حقوق بشر در اسلام» از حيطه موضوعی اين مقاله خارج است. اما مواردی از آن از جمله، حقوق خاصی که انسان ها در زمان جنگ دارا هستند که معمولاً تحت عنوان «حقوق بشر در زمان جنگ» يا « حقوق بشر دوستانه» از آن ياد می شود را از نظر می گذرانيم.

مقصود از حقوق بشر در زمان جنگ، کليه امتيازات و اقتدارات مشروعی است که اسلام در جنگ برای دشمن شناخته است. اين حقوق ممکن است مستقيماً انسان ها را مورد حمايت قرار دهد و يا به طور مستقيم حمايت از اموال، ساختمان ها و حتی حيوانات را به عهده گيرد. اقدام به جنگ، گرچه در اسلام تحت شرايطی که از آن سخن به ميان آمد، مجاز و جنگيدن با «اهل حرب» مشروع و واجب است، اما در مقابل ستيز با غير اهل آن عملی خلاف شرع و حرام می باشد.

تحقيق کامل در حول و حوش اين مطلب اولاً نياز به مطالعه اوضاع جهان در زمان ظهور اسلام دارد. ثانياً غور و بررسی آيات کريمه قرآن، احاديث، اخبار، روايات و به طور کلی تاريخ اسلام و بالاخره فتاوی و نظريات فقهای اسلامی ضروری به نظر می رسد، تا بتوان از اين طريق و تا حدود بسيار زيادی وظايف و تکاليف کليه رزمندگان اسلام در قبال دشمن را تبيين و حقوق انسانی دشمن را روشن ساخت. (ضيايي بيگدلی، 144،1375).

از نظر اسلام، قرآن و سيرة پيشوايان الهی ارزش ذاتي انسان هميشه مورد توجه بوده است. رنگ، نژاد، جنس، زبان و حتي دين افراد در ديدگاه اسلام، «کرامت انسانی» افراد بشر را تحت تأثير قرار نداده است. خصوصاً در زمان امام عصر (عج) كه مظهر رحمت وعدل كامل است؛ بر اين ارزش ذاتی بيشتر تاكيد مي شود. قرآن كريم به عنوان منبع اصلي تعاليم اسلام، ارزش و تكريم را بر تمام فرزندان آدم اطلاق كرده و مي‌فرمايد: «و لقد كرمنا بني آدم …». (سوره اسراء آيه 70) علامه طباطبائي در ضمن توضيحاتي که ذيل اين آيه ارائه مي کند مي گويد: «…مراد از آيه، بيان حال جنس بشر است، صرف نظر از کرامت هاي خاص و فضائل روحي و معنوي که به عده اي اختصاص داده می شود. (طباطبايی، ج13، 214)

علامه محمد تقي جعفري نيز در بحث از کرامت انساني آن را به کرامت ذاتي و ارزشي تقسيم کرده وآيه فوق را ناظر به کرامت ذاتي انسان دانسته و مي گويد: «اين آيه با کمال صراحت اثبات مي کند خداوند متعال فرزندان آدم را ذاتاً مورد تکريم قرار داده و آنان را براي مقداري فراوان از کائنات برتري داده است». ايشان در ادامه بر لزوم رعايت اين حق تأکيد کرده و گفته اند «همه افراد انساني بايد اين کرامت و حيثت را براي همديگر به عنوان يک حق بشناسند وخود را در برابر آن مکلف ببينند. (جعفری، 224،1385)

ائمه معصومين (ع) نيز اين مقوله را مورد نظر داشته و بر آن تأكيد مي‌كردند. بسياري از دستورات و سخنان معصومان (ع) دربارة رعايت حقوق افراد غيرنظامي و حتي نظامي خصوصاً اسراء در جنگ‌ها از ناحية رسول خدا (ص) بوده است. چنانچه مي‌دانيم كه بيشتر درگيري‌هاي زمان آن حضرت با مشركان بوده يعني كساني كه به اديان آسماني معتقد نبوده و بت پرست بودند،‌ با اين حال پيامبر (ص) دستورات ويژه‌اي مبني بر رعايت حال زنان و كودكان و سالخوردگان و اسراء داشتند و با خاطيان اين دستورات برخورد مي‌كردند.

علی (ع) نيز دستوراتي دربارة رعايت حال مردم بدون توجه به نژاد و رنگ و زبان و حتي دين آنها داشته، چنانکه در اين باره خطاب به مالك اشتر مي‌فرمايد: «ولا تكونن عليهم سبعا ضاربا، فانهم صنفان: اما اخ لك في الدين و اما نظير لك في الخلق» اي مالك تو بر مردم مانند حيوان درنده مباش، زيرا آنان دو گروه‌اند: يا برادر ديني تو هستند و يا همانند تو در آفرينش…» (دشتی،1384، 403-405)

اين ها نشان مي‌دهد كه يكي از موارد با اهميت در اسلام و دستورات معصومان (ع)، ارزش ذاتي انسان است. استدلالي كه خصوصاً از احاديث مربوط به ظهور قائم (عج) مي شود اين است كه رعايت اكيد اين مفاهيم به مراتب و با توسل به شيوه و سيره رسول مكرم اسلام كه الگو و سرمشق اهل بيت (ع) بودند به مراتب بهتر از دوران قبل مي باشد.


2-3. حقوق غير نظاميان در جنگ از ديدگاه قرآن

«در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند نبرد کنيد و از حد تجاوز نکنيد که خدا تجاوز کنندگان را دوست نمی دارد.» (سوره بقره، 190)

قرآن کريم در اين آيه دستور مقاتله و مبارزه با کسانی که دست به اسلحه برده و با مسلمانان وارد جنگ شده اند را صادر کرده و به آن ها اجازه داده است که برای خاموش ساختن دشمنان دست به اسلحه ببرند و از هر گونه وسايل دفاعی استفاده کنند. در اين آيه به سه نکته اساسی اشاره شده است که منطق اسلام را در مورد جنگ کاملاً روشن می سازد.

1- با جمله «در راه خدا نبرد کنيد» هدف اصلی جنگ های اسلامی را روشن می سازد که جنگ برای به دست آوردن غنايم و تصرف و اشغال سرزمين های ديگران همه از نظر اسلام محکوم است و تنها اسلحه به دست گرفتن و به جهاد پرداختن در صورتی صحيح است که در راه خدا و گسترش قوانين الهی يعنی حق و عدالت و توحيد و ريشه کن کردن ظلم و ستم و فساد و انحراف می باشد.

2- مورد اين که با چه کسی بايد جنگيد جمله «کسانی که با شما می جنگند» صراحت دارد که تا طرف مقابل دست به اسلحه نبرده و به مبارزه نپرداخته است، مسلمانان نبايد پيشدستی کنند. ضمناً از اين آيه استفاده می شود که هرگز غيرنظاميان مخصوصاً زنان، کودکان و پيران زمين گيز نبايد مورد حمله واقع شوند زيرا آن ها به مقابله برنخاسته اند و بنابراين مصونيت دارند.

3- ابعاد جنگ نيز با جمله «از حد تجاوز نکنيد» مشخص شده است. زيرا جنگ در اسلام به خاطر خداست و در راه خدا نبايد هيچ تعدی و تجاوزی صورت گيرد و لذا اسلام- برخلاف جنگ های عصر ما- رعايت اصول اخلاقی فراوانی در جنگ توصيه ی کند. مثلاً افرادی را که سلاح بر زمين گذاشته اند و کسانی که توانايي جنگيدن را از دست داده و يا اصولاً قدرت بر جنگيدن ندارند– مانند پيرمردان، زنان و کودکان- نبايد مورد تعدی قرار بگيرند.

باغستان ها و درختان را نبايد از بين ببرند و از مواد سمی برای زهرآلود کردن آب های آشاميدنی دشمن نبايد استفاده کنند. (مکارم شيرازی، 1367، 9-11)

به غير از آيه مورد بحث آيات ديگری از قرآن کريم بر موضوع ما نحن فيه دلالت دارند که از آن جمله آيه 25 سوره مبارکه فتح است که می فرمايد:«… اگر مردان مؤمن و زنان مؤمنه ای که شما اکنون آن ها را نمی شناسيد (در مکه) وجود نداشتند که چنان چه حمله کنيد آن ها را ندانسته پايمال و هلاک سازيد، پس ديه و غرامت خون آن مؤمنان به گردن شما می ماند تا خدا هر که را بخواهد در رحمت خود داخل گرداند و اگر شما عناصر کفر و ايمان را از هم جدا می گشتيد همانا آنان را که کافرند به عذابی دردناک معذب می ساختيم»

معنای آيه اين است که مشرکان مکه همان هايي هستند که به خدا کفر ورزيدند و نگذاشتند شما داخل مسجد الحرام شويد و نگذاشتند قربانی هايي را که با خود آورده بوديد به محل قربانی برسند… اگر مردان و زنان مؤمن ناشناسی در بين مردم مکه نبودند تا جنگ شما سبب هلاکت آن بی گناهان شود و در نتيجه به خاطر کشتن آن بی گناهان دچار گرفتاری می شديد، هر آينه ما دست شما را از قتال اهل مکه باز نمی داشتيم و اگر باز داشتيم برای همين بود که دست شما به خون آن مؤمنين ناشناس آلوده نشود و به جرمشان دچار ناملايمات نشويد. (طباطبائی، 1363، 142-144)

بر ناتوانان، بيماران و کسانی که چيزی ندارند تا در راه جنگ هزينه کنند (معاف شدگان از جنگ) هيچ تنگنايی نيست چه مجازند که در ميدان نبرد شرکت نکنند، به شرط آنکه برای خدا و پيامبرانش صميمانه رفتار کرده باشند بر سر نکوکاران راه و زبان نکوهش و بازخواست بر بسته است و خدا آمرزگار و مهربان است. ( سوره توبه، 91) بخشی از آيات قرآنی به بيان سرگذشت های نظامی پيامبر اکرم (ص) پرداخته است. البته در شأن قرآن نيست که تنها به وقايع نگاری و داستان سرايی بپردازد. قرآن هميشه می خواسته است که مردم از آنچه در پيش فرا رفته عبرت بياوزند و نقاط روشن و تاريک يا محورهای کاميابی و شکست را هميشه در نظر داشته و عمل نمايند. در صحنه مبارزات مسلحانه عليه کفر تجاوزگر و سيتزه جوی، رويدادهای جالب و نکته آموزی در صدر اسلام رخ داده که بخشی از آيات قرآن به بيانشان پرداخته است. (خليليان، 1382، 310)


2-4. حقوق غير نظاميان در جنگ از ديدگاه روايات و سيره ائمه معصومين (ع)

سيره و سنت ائمه معصومين (ع) شامل موارد زيادی از توجه ايشان بر جلوگيري از تعرض به افراد غير نظامی است. از امام صادق (ع) روايت شده که فرمودند: چون پيامبر خدا (ص) اراده می فرمود که گروهی از مسلمانان را به سريه ای بفرستد آن ها را دعوت می فرمود و جلو خود می نشانيد و به آن ها می گفت: «به نام خدا و برای خدا و در راه خدا و بر ملت رسول خدا حرکت کنيد… پير مردان فرتوت و کودکان و زنان را نکشيد و درختان را قطع نکنيد مگر اين که بر انجام اين امور ناچار شويد. اگر يکی از مسلمانان به يکی از مشرکان مهلت دهد آن مشرک در پناه شماست تا اين که کلام خدا را بشنود. اگر پس از شنيدن کلام خدا از شما بيعت کرد برادر شما در دين است و اگر خودداری کرد او را به محل امنی برسانيد.

پيامبر اكرم (ص) بارها در هنگام اعزام سپاهيان شان به نبردهاي متعدد، آنها را از كشتن زنان، كودكان، سالخوردگان و افراد ناتوان منع می کردند. ايشان همچنين هرگاه تعرض به زنان يا كودكان را مي‌ديد با آن برخورد كرده متخلف را مورد بازخواست قرار مي‌دادند چنان‌كه در يكي از جنگ‌ها، بعد از گذشتن قسمتي از سپاهيان به فرماندهي خالد بن وليد جنازه زني پيدا شد که توسط او کشته شده بود، پيامبر (ص) با ديدن اين حادثه به شدت ناراحت شده، از قاتل او سؤال كردند؛ گفتند خالد بن وليد، او را كشته است. رسول خدا (ص) كسي را به دنبال خالد فرستاده و ضمن توبيخ او، تأكيد ‌كردند كه از كشتن زنان و كودكان بپرهيزند. (عاملی، ج15، 59)

در برخي از غزوات پيامبر (ص) پس از فتح و پيروزي بر مشركان، مسلمانانی که قصد كشتن بچه‌هاي مشرکين را داشتند، پيامبر (ص) آنان را از انجام چنين کاریمنع کرده، و در جواب ياران شان که مي‌گفتند، مگر اين‌ها فرزندان مشركان نيستند. با اشاره به اينکه بهترين‌هاي آنان (اصحاب) نيز فرزندان مشركان بوده‌اند، فرمودند هر انساني بر فطرت پاك انساني متولد مي‌شود و اين پدر و مادر او هستند كه او را يهودي يا نصراني مي‌كنند.(طبرانی، ج1، 284)

اقدامات رسول خدا (ص) درباره زناني که اسير شده و مطابق قوانين جنگ هاي آن زمان مي بايست به عنوان کنيز در اختيار نيروهاي فاتح قرار گيرند، نيز نشان دهندة توجه ويژة آن حضرت به زنان بوده آن هم در زماني كه هيچ قانوني دربارة جنگ ها و حقوق انسان‌ها وجود نداشت. (ابن هشام، ج3، 307)

اميرالمؤمنين علي (ع) نيز همواره بر رعايت حال زنان و كودكان تأكيد داشتند و هنگام اعزام لشگريان خود و در دستوراتش خطاب به آنها مي‌فرمايد: «با دشمن جنگ را آغاز نکنيد تا آن ها شروع کنند، زيرا بحمد الله حجت با شماست و آغازگر جنگ نبودنتان، تا آن که دشمن به جنگ روی آورد، حجت ديگر بر حقانيت شما خواهد بود. اگر به اذن خدا شکست خوردند و گريختند، آن کس را که پشت کرده نکشيد، و آن را که قدرت دفاع ندارد آسيب نرسانيد و مجروحان را به قتل نرسانيد.

زنان را با آزار دادن تحريک نکنيد هر چند آبروی شما را بريزند، يا اميران شما را دشنام دهند و به شما ناسزا بگويند. در روزگاری که زنان مشرک بودند مأمور بوديم دست از آزارشان برداريم، و در جاهليت اگر مردی با سنگ يا چوب دستی به زنی حمله می کرد، او و فرزندانش را سرزنش می کردند. (دشتی، 353،1384)

نمونه اي ديگر از اقدامات ائمه معصومين (ع) در حمايت از اين گروه را مي توان، اقدام امام سجاد (ع) در واقعه حرّه دانست. در جريان اين واقعه، مردم مدينه با سپاه شام وارد جنگي خونين شدند. در اين زمان امام زين العابدين (ع) پناهگاه زنان و کودکان بسياري از خانواده هاي مختلف بودند. ايشان حتي علي رغم آن همه ظلمي که از بني اميه ديده بودند برخي از خانواده هاي آنان را پناه دادند. چهارصد زن از خاندان عبد مناف تا زمان آرام شدن اوضاع تحت حمايت و سرپرستي آن حضرت بودند. همچنين از خانواده هاي ديگر مي توان به خانوادة مروان بن حکم اشاره کرد که همراه همسر او عايشه دختر عثمان در حمايت آن حضرت قرار داشتند. (حسينی جلالی، 1382، 76-77)

در برخي از روايات نيز آمده است که، جزيه گرفتن از زنان و كودكان ممنوع می باشد؛ به همان دليلی كه نبايد آنها را مورد تجاور قرار داد. از امام صادق (ع) در اين باره پرسيدند كه چرا جزيه از زنان برداشته شده، فرمود: زيرا رسول خدا (ص) كشتن زنان و كودكان در دارالحرب را نهي كرده و زماني كه كشتن آنها در دارالحرب ممنوع باشد. در سرزمين‌هاي اسلامي به طريق اولي اين كار ممنوع است. بنابراين چون كشتن آنها ممنوع است جزيه هم نبايد از آنها گرفته شود. جلوگيري از كشتن زنان و كودكان و منع تجاوز به حقوق آنها به اندازه‌اي در سيرة معصومان (ع) اهميت دارد كه در كتاب‌هاي روايي و فقهي بابي تحت عنوان «نهي عن القتل النساء و الولدان» ايجاد شده است. (عاملی، ج15، 64) علاوه بر زنان در سيره ی ائمه معصومين (ع) افراد ناتوان مانند، افراد نابينا عليل، ديوانگان و حتي افرادي كه مجبور به حضور در ميدان جنگ شده‌اند نيز مورد توجه قرار گرفته اند. رسول خدا (ص) در مواقع مختلف هنگام اعزام سپاهيان شان تأكيد مي‌ كردند كه از كشتن افراد سالخورده، پير و ناتوان بپرهيزيد.

افراد نابينا، ديوانه و عليل نيز كه هر كدام به نوعي توان جنگيدن ندارند در گروه ضعفا قرار گرفته و بايد حمايت شوند. چنان ‌که امام صادق (ع) در روايتي که برداشتن جزيه را از برخي افراد بيان مي کند مي فرمايد: «… و کذلک المقعد من اهل الذمة والاعمي و الشيخ الفاني … في ارض الحرب فمن اجل ذلک رفعت عنهم الجزيه» يعني همانطور که کشتن افراد زمين گير، نابينا، پير و سالخورده نهي شده است. به همين دليل جزيه نيز از آنان برداشته شده است. در روايتي ديگر نيز مي ‌فرمايند: «جرت السنه ان لا يؤخذ الجزيه من المعتوه ولا من المغلوب عليه عقله» سنت و روش [پيامبر (ص)] چنين بوده که از کم خردان (سفيهان) و ديوانگان جزيه دريافت نمي شده است. (حسينی، 1372، 28)

توجه و اهتمام معصومان (ع) بر اين موضوع به فتاواي فقهاي مسلمان به ويژه فقهاي شيعه نيز راه يافته و بر حمايت از آنها تأكيد شده است. كاشف الغطا مي‌فرمايد كشتن پيران و نابينايان و ديوانگان و… جايز نيست. حتي در بسياري از کتاب هاي فقهي بابي به اين افراد و زنان اختصاص يافته که در آن با استناد به احاديث و روايات از آزار اين افراد نهي شده است. در روايات متعددی که از صدر اسلام تاکنون وجود دارد و به دست ما رسيده است افراد ناتوان در جنگ يا همان غير نظاميان به صورت جزئي و تک به تک مورد تأكيد و توجه قرار گرفته اند. با به كار بردن واژه های مختلف از نوزاد، كودك و نوجوان حمايت شده است. برخي روايات وليد (نوزاد) برخي ديگر «صبيان» (كودكان) دسته اي طفل و اولاد بعضي هم «شرخ» (نوجوان) گفته‌اند. همچنين افرد ناتوان، زمين گير، ديوانه، سفيه، پير و سالخورده در روايات مختلف هر کدام جداگانه مطرح شده و مورد حمايت قرار گرفته‌اند. (مجلسی، ج1، 60)

دسته ای ديگر از غير نظاميان کساني هستند که در جنگ شرکت ندارند (افراد خارج از جنگ) اعم از غيرنظاميان يا نظامياني كه از جنگ كناره‌گيري كرده‌اند. حتي مجروحاني که در جنگ زخمي شده و توان مبارزه ندارند. اينان نيز از نظر اسلام مصون از تعرض می باشند. پيامبر اسلام (ص) هنگام فتح مكه علي رغم آزار فراواني كه از مشركان مكه ديده و آن روز بر آنان تسلط يافته بود. اما با وجود اين ايشان فرمود هر كس درب خانه ‌اش را ببندد در امان است. كنايه از اين كه هر كس وارد جنگ و درگيري نشود در امان است. (عاملی، ج15، 65)

در روايات نيز می توان به چنين نکته ای استناد نمود به عنوان نمونه، امام صادق (ع) فرمودند: به درستی که پيامبر اکرم (ص) اميری را برای سريه ای برمی گزيند او را به طور خصوص به تقوای خودش و به طور عموم به تقواي يارانش سفارش فرمود و سپس می فرمود: … کودکان و کسانی را که از مردم کناره گيری کرده و به عبادت پرداخته اند نکشيد، نخل ها را نسوزانيد و آن را در آب غرق نکنيد. درختان ثمردار را قطع نکنيد مزرعه ها را نسوزانيد زيرا ممکن است به آن ها محتاج شويد. حيوانات حلال گوشت را پی نکنيد (دست و پای آن ها را قطع نکنيد) مگر اين که برای خوردن آن ها ناچار شويد… . (عاملی، ج11، حديث 19986)

علي (ع) نيز خطاب به يكي از فرمانده هان خود ‌فرمود: «جز با آنكه با تو مي‌جنگد پيكار مكن». (دشتی، 1384، 419) همچنين آن حضرت كاربرد سلاح را در جايي جايزمي‌داند كه منجر به قتل بي‌گناهي نشود چنان‌ كه در فرمان خود به مالك اشتر فرمودند: «اياك و الدماء و سفكها بغير حلها فانه ليس شيء ادعي لنقمهٍ و لا اعظم لتبعهٍ و لا احري بزوال نعمه و انقطاع مدهٍ من سفك الدّماء بغير حقها» بپرهيز از خون‌ها و ريختن آن به ناروا كه چيزي مانند ريختن خون به ناحق، آدمي را به كيفر نرساند و گناه را بزرگ نگرداند و نعمت را نَبَرد و رشته عمرا نَبُرد. (دشتی، 1384، 399)

يکی ديگر از مواردی که در حفظ حقوق غير نظاميان بايد بدان توجه نمود، لزوم حفظ اموال خصوصي غير نظاميان و حتي اموال نظاميان است. البته غيراز آنچه در ميدان جنگ وجود دارد؛ مانند سلاح. مادة 52 پروتکل يک الحاقي کنوانسيون هاي ژنو به اين نکته اشاره کرده: «اموال غير نظاميان نبايد هدف حمله يا اقدام تلافي جويانه قرار گيرند.» همين عبارت را می توان در دستور العمل های پيامبر (ص) و همچنين علی (ع) مشاهده نمود. اميرالمؤمنين علي (ع) در موارد متعدد به سپاهيان خود دستور مي دادند که پس از پيروزي بدون اجازه وارد هيچ خانه اي نشويد و به هيچ يک از اموال آنان جز آنچه در ميدان کارزار بوده دست اندازي نکنيد. (بلاذری، ج3، 248)

امروزه محيط زيست و لزوم حفاظت از آن به يكي از مهم‌ ترين دغدغه ‌هاي بشر تبديل شده است. البته اين امر در زمان وقوع جنگ‌ ها بيش از پيش افزايش مي‌يابد. به همين منظور جامعة جهاني در قوانين ناظر به جنگ و درگيري نيز مواد خاصي را به اين امر اختصاص و بر اهميت آن تأكيد كرده است. چنانچه مادة 55 پروتكل اول كنوانسيون ژنو با عنوان «حفاظت از محيط زيست طبيعي» بر لزوم حفاظت از محيط زيست در برابر آسيب‌هاي گسترده در جنگ ‌ها اشاره كرده: «اين حفاظت شامل ممنوعيت استفاده از روش‌ ها يا وسايل جنگي مي‌شود كه منظور از آن وارد آوردن چنين آسيبي به محيط زيست طبيعي بوده، يا احتمال وارد آمدن چنين آسيبي مي‌رود، در نتيجه به سلامتي يا بقاي سكنه لطمه بزند.» اگر چه در زمان صدر اسلام، حکومت پيامبر (ص) و بعد از آن سلاح هايی مانند، سلاح ‌هاي شيميايي، ميكروبي و اتمي كه اثر تخريبي فراواني داشته باشد و اثرات نامطلوبي بر محيط زيست برجاي بگذارد؛ مانند وجود نداشت. اما برخي شيوه ‌هاي جنگي آن زمان مي‌توانست اثرات مخربي بر محيط زيست و ساكنان نواحي جنگ زده داشته باشد. چنانكه در جنگ های کهن می خوانيم که نيروهاي درگير به منظور مقابله با دشمن و جلوگيري از پيشروي او زمين‌ هاي پشت سر خود را اعم از مزارع و باغ‌ها و… سوزانده و چشمه‌هاي آب را تخريب مي‌كردند

. اين روش كه از آن با عنوان سياست «زمين سوخته» ياد می شود. شيوه‌اي معمول بود اما ائمه معصومين (ع) از استفاده ی اين روش هاممنوعيت ايجاد کرده بودند. (طبرانی، ج1، 284) چنانچه پيامبر اکرم (ص) هنگام اعزام لشكريان خود، به آنها فرمود: «از قطع و سوزاندن درختان خرما و ديگر درختان ميوه ‌دار و نيز از سوزاندن مزارع بپرهيزيد.» و در روايت ديگر از قطع مطلق درختان نهي كرده‌اند. (عاملی، ج15، 62)می توان از اين حديث پيامبر دستورالعمل زيست محيطی به شکل نوين را استخراج نمود؛ زيرا قطع يا سوزاندن درختان و مزارع خسارت‌هاي جبران ناپذيري را به محيط زيست اعم از زمين، هوا و جانداران آن محيط وارد مي‌كند. همچنين زيان ديدن غير نظاميان ساكن آن نواحي و كمبود منابع غذايي را به دنبال خواهد داشت. در سخنان پيامبر (ص)به مسأله ی زيست محيطی حيوانات نيز توجه شده و از كشتن آنها به ويژه حيوانات حلال گوشت نهي شده است مگر آنكه ضرورت ايجاب كند. (طوسی، بی تا، 292) در صدر اسلام از پيامبر (ص) و امامان (ع) رواياتی نيز در خصوص نهی به کارگيری سلاح های کشتار جمعی و نهی از نسل کشی وجود دارد که خود پژوهشی مجزا را می طلبد.

2- 5. حقوق غير نظاميان در جنگ حقوق غيرنظاميان از ديدگاه فقهی
اگر دشمن زنان و کودکان را سپر قرار دهند و هم چنين کسانی ديگری که ريختن خونشان حرام است مانند ديوانگان را سپر بلا قرار دهند در صورتی که راه ديگری برای دستيابی بر دشمن وجود داشته باشد، از افرادی که سپر قرار داده شده اند دست برداشته می شود مگر در حال حمله عمومی و برافروخته شدن تنور جنگ که در اين صورت حمله بايد صورت گيرد اگر چه مستلزم قتل آن افراد باشد؛ مخصوصاً اگر خودداری از کشتن آن افراد مانع از پيروزی مسلمانان بر مشرکان گردد. هم چنين اگر دشمنان اسيران مسلمان را سپر خود قرار دادند و پشت سر آن ها به جنگ پرداختند اگر راه ديگری برای جهاد با دشمنان نباشد کشتن اسيران جايز است. (نجفی، 68، 1362)

کشتن ديوانگان و کودکان دشمنان اگر چه مردان و جنگيان خود را کمک کنند جز در مواقع اضطرار جايز نيست. اين موضوع در دو خبری که از جميل و ثمالی و ديگران نقل شده ديده می شود. علاوه بر اين در روايت اهل سنت از انس بن مالک به نقل از پيامبر اکرم (ص) بر جسد کشته شده زنی عبور فرمودند پرسيدند: چه کسی او را کشته است؟ يکی از مسلمانان عرض کرد يا رسول الله من او را کشته ام. پيامبر فرمودند: چرا؟ آن مسلمان جواب داد: آن زن می خواست قبضه شمشيرم را از دستم بکشد.

همان گونه که جزيه از زنان و کودکان و پيران فرتوت و ديوانگان گرفته نمی شود قتل آن ها هم جايز نيست.

منظور از ضرورت در قتل زنان و کودکان و … اين است که کفار آن ها را سپر قرار داده باشند و يا اين که پيروزی سپاه اسلام بر آن کفار بستگی به قتل اين افراد داشته باشد.

اگر زنی در صف کفار قرار گيرد و با مسلمانان بجنگد و يا در هنگام محاصره بر حصار قلعه ظاهر شود و مسلمانان را دشنام دهد و يا بدن و عورت خود را برهنه کند جايز است که به سوی او تيراندازی شود پيامبر اکرم (ص) در غزوه بنی قريظه زنی را که سنگ دستاس بر سر محمود بن مسلمه زده و اورا کشته بود کشت.

نوجوانان نزديک بلوغ اگر بجنگند و يا ضرورت ايجاب کند کشته می شوند ولی در صورت عدم مشارکت آن ها در جنگ و عدم ضرورت اضطرار قتل آن ها جايز نيست. هم چنين کشتن پيران فرتوت که نه قدرت جنگيدن دارند و نه از تدبير آن ها در جنگ استفاده می شود جايز نيست. ولی اگر خودش قدرت جنگيدن ندارد ولی از تدبير و رأی او در جنگ استفاده می شود قتلش جايز است. هم چنان که «دريد بن صمه» با آن که يکصد و پنجاه سال داشت چون به عنوان مشاور جنگی از او استفاده می شد درجنگ حنين به دست مسلمانان کشته شد و پيامبر ناراحت نشد. هم چنين اگر پيرمردی رأی و تدبير جنگی نداشته باشد ولی بجنگد کشتن او جايز است. (جعفری، 95، 1378)

اصحاب صومعه و راهبان اگر وارد جنگ شوند و مبارزه نمايند و يا از تدبير و رأی آن ها استفاده شود قتل آن ها جايز است.

کسانی که از جنگ کناره گيری کرده و ارتفاعات پناه برده اند قتلشان جايز نيست. صاحبان حرف و صنعت و بازاريان در صورتی که به جنگ کمک نمی کردند و اسلحه برای آن ها نمی سازند و يا تهيه نمی نمايند قتلشان جايز نيست. هم چنين فرستادگان دشمن نيز کشته نمی شوند. اهل سنت در کتاب «مجمع الزوايد» از ابن مسعود نقل کرده اند که دو نفر فرستاده از جانب مسيلمه کذاب به خدمت پيامبر اکرم (ص) رسيدند. پيامبر اکرم (ص) به آن ها فرمود: شهادت دهيد که من پيامبر خدا هستم. آن ها گفتند: ما شهادت می دهيم که مسيلمه پيامبر خداست پيامبر فرمودند: اگر من رسول کش بودم هر دونفر شما را می کشتم. از اين روايت استفاده می شود که فرستادگان دشمن بنا بر مصالح و مقتضياتی در امان هستند.

3. حقوق غيرنظاميان از ديدگاه حقوق بين الملل
3-1. مفهوم جنگ در حقوق بين الملل

جنگ را می توان از نظر تاريخی، سياسی، اقتصادی، نظامی، جامعه شناسی، فلسفی و نظری، اخلاقی و … مورد مطالعه قرار داد. در هر حال هر ديدگاهی که نسبت به آن داشته باشيم، جنگ می تواند پديده ای ناشی از بيماری جامعه، عاملی جهت دگرگونی سياسی، وسيله ای جهت تجلی اراده عاليه قدرت طلبی، علامت اوج حاکميت دولت و … محسوب شود.

برای تعريف جنگ به عنوان يکی از عناصر زندگی بين المللی مسلماً بايد از ديدگاهی حقوقی به آن بنگريم. بنابر تعريف ديوان دايمی داوری (رأی مورخ نوامبر 1912 راجع به قضيه غرامت جنگ ترکيه به روسيه، مجله حقوقی بين الملل 1913، اسناد ص 12).

«جنگ عبارت است از يک واقعه بين المللی يعنی يک واقعه بين الدول».

دکتر لنگرودی جنگ را چنين تعريف می کند:«جنگ از ديدگاه حقوق بين الملل عبارت است از زد و خورد بين قوای منظم دولت ها به قصد غلبه يا دفاع». (جعفری لنگرودی، 1372، 200)

جنگ را می توان با توجه به خصوصيات عاملان آن تعريف نمود. بدين ترتيب جنگ عبارت خواهد بود از يک نبرد مسلحانه بين دولت ها و از اين نظر با جنگ داخلی يا عمليات مسلحانه عليه شورشيان، ياغيان و يا دزدان دريايي تفاوت می کند و صرفاً نبرد بين نيروهای دولتی است. به همين جهت بايد از ديدگاه رابطه دولت با دولت به آن توجه کرد.

ژان ژاک روسو در کتاب قرارداد اجتماعی (کتاب اول فصل 4) می گويد:«جنگ به هيچ وجه رابطه انسان با انسان نيست بلکه رابطه دولت با دولت است که در اين رابطه افراد خصوصی به گونه ای اتفاقی دشمن يکديگر شده اند و اين نه به عنوان دو انسان بلکه به عنوان دو شهروند، و نه به عنوان اعضای يک ميهن بلکه به عنوان مدافع». جنگ را می توان بر حسب اقدامات اتخاذ شده تعريف کرد يعنی برحسب اين که يک عنصر مادی که چيزی جز استفاده از زور و خشونت يا توسل به نيروی نظامی نيست بدون هيچ گونه محدوديت از نظر زمان و مکان.

بنابراين بايد اصطلاحاتی نظير جنگ روانی و جنگ سرد را مجزا نمود. اين اصطلاحات که در وضعيت های خاص جدا از درگيری مسلحانه به کار برده می شوند چيزی جز تيرگی مناسبات بين المللی به شمار نمی آيند.

جنگ را همچنين می توان برحسب غايت و هدف آن تعريف نمود که عبارت خواهد بود از: فتح، دفاع مشروع، حفظ منابع ملی، اجرای حقوق تغيير نظام حقوقی و اجرای يک تصميم جمعی که جنبه نظم عمومی بين المللی دارد.

در عصر حاضر تمييز و تفکيک بين جنگ های مختلف برحسب اهداف آن ها موجب پيدايش اسامی جديد برای آن ها شده است که کمتر جنبه حقوقی و بيشتر جنبه سياسی دارد. از جمله می توان جنگ های انقلابی و جنگ های رهايي بخش ملی را نام برد. اين دسته از جنگ ها هميشه بين دو دولت رخ نمی دهد بلکه بين يک دولت و مردم تحت استعمار حادث می شود.

آخرين تئوری در زمينه جنگ مبتنی بر خدمات عمومی است. تئوری مذکور مبتنی بر اين است که دولت های جديد، اساساً چيزی جز مجموعه ای از خدمات عمومی نيستند. بنابراين جنگ عبارت خواهد بود از برخورد خشونت بار تأسيسات عمومی دولت های متخاصم.

شايد از نظر فنی و فن آوری اين مسأله درست باشد که جنگ عملی است که تغييرات خاص خود را ايجاد می کند و موجب اجرا و اعمال يک نظام حقوقی معين می گردد.

ژرژ سل معتقد است که:«جنگ عبارت است از به اجرا درآمدن صلاحيت های از قبل تعيين شده از طريق حدوث يک واقعه تغيير دهنده اوضاع که عبارت است از توسل به نيروی مادی به منظور تغيير در چگونگی صلاحيت های دولتی در جامعه بين المللی».

اين تعريف که منطبق با تئوری عينی است مسئله را حل نمی کند. جنگ را تنها از طريق عناصر عينی آن نمی توان تعريف کرد زيرا جنگ دارای عناصر ذهنی نيز می باشد، به اين مفهوم که حالت جنگ به مقدار زيادی حاصل اراده دولت های درگير است، حاصلی که خود و آثار حقوقی مترتبه بر آن فی نفسه مورد نظر آنان می باشد. ضابطه تشخيص و تمييز جنگ و اقدامات تلافی جويانه را می توان در تعبير فوق مشاهده نمود. (روسو، 1369، 9-15)

3-2. حقوق بشر دوستانه و اسناد بين المللی
منبع اصلی حقوق بشر دوستانه چهار کنوانسيون معروف به کنوانسيون های ژنو هستند. اين چهار کنوانسيون در تاريخ 12 اوت 1949 به تصويب کنفرانسی که به منظور ايجاد کنوانسيون های بين المللی برای حمايت از قربانيان جنگ از 21 آوريل تا 12 اوت 1949 در ژنو تشکةل شد، به تصويب رسيدند و همگی در 21 اکتبر 1950 لازم الاجرا شدند. براساس مقررات کنوانسيون های مزبور، هر کنوانسيون، بايد به تصويب دولت ها برسد و شش ماه پس از توديع حداقل دو سند تصويب از سوی دو دولت، کنوانسيون لازم الاجرا خواهد شد. (بنگريد به مواد: 58 کنوانسيون اول، 59 کنوانسيون دوم، 138 کنوانسيون سوم و 153 کنوانسيون چهارم که همه يک متن و يک مضمون دارند.)

دو پروتکل الحاقی به اين کنوانسيون ها نيز بعداً تصويب شدند که يکی مربوط به حمايت از قربانيان منازعات مسلحانه بين المللی و ديگری مربوط به حمايت از قربانيان منازعات مسلحانه غير بين المللی است. هر دو اين پروتکل ها در تاريخ 8 ژوئن 1977 به تصويب کنفرانس ديپلماتيک ژنو در مورد تأييد مجدد و توسعه قوانين بين المللی بشر دوستانه قابل اجرا در منازعات مسلحانه رسيدند و در تاريخ 7 دسامبر 1978 لازم الاجرا شدند. شرط لازم الاجرا شدن اين دو پروتکل نيز توديع حداقل دو سند تصويب از سوی کشورها ذکر شده است. (ماده 95 پروتکل اول و ماده 23 پروتکل دوم)

عناوين کامل کنوانسيون های چهارگانه ژنو عبارت است از:
1- کنوانسيون ژنو برای بهبود وضع مجروحين و بيماران نيروهای مسلحه در جنگ زمينی؛

2- کنوانسيون ژنو برای بهبود وضع مجروحين و بيماران و غريقان نيروهای مسلح در جنگ دريايي؛

3- کنوانسيون ژنو مربوط به رفتار با اسيران جنگی؛

4- کنوانسيون ژنو مربوط به حمايت از افراد غيرنظامی در دوران جنگ.

چنانکه گفتيم، همه اين چهار کنوانسيون در يک تاريخ (12 اوت 1949) تصويب و در يک تاريخ (21 اکتبر 1950) لازم الاجرا شدند. [3]

اغلب کشورهای عضو سازمان ملل و از جمله کشور ايران به اين کنوانسيون ها ملحق شدند. شايد هيچ سند حقوق بشری بين المللی به اندازه اين کنوانسيون ها عضو نداشته باشد. (البته به غير از کنوانسيون حقوق کودک که به نظر می رسد بيش از هر سند حقوق بشری عضو دارد). امروز بخش عمده ای از مقررات کنوانسيون های ژنو، وضعيتی در حد حقوق عرفی بين المللی پيدا کرده اند و بنابراين حتی برای دولت های غير عضو هم الزام آور محسوب می شوند. (مهرپور، 1383، 251-253)


3-1. تفکيک مبازران از غيرنظاميان

تفکيک افراد مبارز از غيرمبارز در قلمرو جنگ زمينی مسائل چندی را به وجود می آورد. اين تفکيک مبنای خود را بر اين عقيده می يابد که عمليات خصمانه کار هر کسی نيست و هر کسی نمی تواند عنوان مبارز را به خود اختصاص دهد بلکه طبق مقررات حقوق بين الملل تنها اعضاي نيروهای مسلح منظم هستند که به عنوان مبارز شناخته شده اند. مبارزان مسلح برخوردار از حقوق خاصی چون حق مبارزه، حق دفاع، حق برخورداری از وضعيت مجروحان و اسيران جنگی هستند و در مقابل تکاليف خاصی را نيز بر عهده دارند که از آن جمله رعايت قوانين و مقررات جنگی می باشد.

در اين رابطه، کشورهای متخاصم نيز امکان دارد که آنان را مورد حمله و تعرض قرار دهند. در کنار مبارزان منظم ممکن است مبارزان غير منظم نيز وجود داشته باشند که از نظر حقوق بين الملل دارای وضعيت استثنايي می باشند. جدا از مبارزان منظم وغير منظم، غيرمبارزان يا افراد غيرنظامی می باشند که دارای حقوق و تکاليف مشخص و معينی هستند. از جمله اين که بايستی از ارتکاب اعمال خصمانه بپرهيزند تا مورد احترام دشمن باشند. (روسو، 98- 97، 1369)

3-2. غيرنظاميان
اصل اساسی حاکم بر موضوع حقوق جنگ اين است که مردم غيرنظامی چون در جنگ شرکت نمی کنند و به وسيله حقوق بين الملل مورد حمايت می باشند و بايد خارج از عمليات دشمن قرار گيرند و در عصر حاضر با توجه به استعمال سلاح های هوايي و سلاح هاي تخريب جمعی که چشم بسته از آن ها استفاده می شود و بالسويه به افراد کشوری و نظامی- در مناطق پر جمعيت شهری- زيان می رساند اجرای اصل مذکور با مشکل روبه رو شده است. حفاظت از مردم غيرنظامی در درجه اول با وسايل فنی ممکن صورت می گيرد. توزيع ماسک گاز، ساخت پناهگاه در مقابل حمله های هوايي و يا بمباران های اتمی، انتقال مردم به مناطق دور از دسترس داخلی يا حتی کشورهای بی طرف، اما اين اعمال به علت غير قابل پيش بينی بودن نوع حمله دشمن و … دارای آثار محدودی می باشند. بنابراين حفاظت بايد از طريق ديگری تأمين شود.

معاهده ژنو مورخ 12 او 1949 راجع به حمايت از مردم غيرنظامی در زمان جنگ، مقررات خاصی پيش بينی کرده است و اغلب مواد آن راجع به تعيين وضعيت حقوقی مردم غيرنظامی در سرزمين های اشغالی است. (مواد 47 تا 135 معاهده)

اصل اساسی بر اين است که نه جمعيت غيرنظامی و نه افراد غيرنظامی نبايد هدف حملات قرار گيرند. (بند 2 ماده 12 پروتکل شماره 2) در مقابل، آن ها نيز نبايد در مخاصمات شرکت کنند. در غير اين صورت خصيصه غيرنظامی بودن خود را از دست می دهند. غيرنظاميانی که در مخصمات شرکت نداشته باشند تحت حمايت حقوق بين الملل قرار می گيرند. (ضيايی بيگدلی، 120، 1373)

3- 3. تعريف افراد غيرنظامی و جمعيت غيرنظامی
ماده 50 پروتکل شماره 1 افراد غيرنظامی و جمعيت غيرنظامی را چنين تعريف می کند:«افرادی غير نظامی محسوب می شوند که در هيچ يک از طبقات نيروهای مسلح مقرر در رديف های 1 و 2 و 3 و 6 قسمت الف ماده 4 عهدنامه سوم ژنو و ماده 43 پروتکل حاضر جاي نگيرند.»

«جمعيت غيرنظامی شامل کليه افراد غيرنظامی است.» بنابراين غيرنظاميان کليه انسان هايي هستند که در قلمرو طرفين متخاصم به سر می برند و عضو نيروهای مسلح نيستند. (ضيايی بيگدلی، 122، 1373)

3- 4. حمايت عام از افراد غيرنظامی
حمايت عام از افراد غيرنظامی را می توان در دو زمينه مورد بررسی قرار داد: احترام به فرد انسانی و حمايت خاص از برخی طبقات افراد غيرنظامی.


1. احترام به فرد انسانی

«ماده 27 چهارمين عهدنامه ژنو مبتنی بر احترام به فرد انسانی و خصيصه غير قابل انتقال بودن حقوق بنيادين او می باشد. با هر فردی، در هر زمانی بايد با انسانيت رفتار شود و مخصوصاً در برابر هر گونه عمل قاهرانه يا تهديد آميز، توهين و تجسس در کليه امور از او حمايت شود، اصل مذکور دارای پيامدهای زير است:

اول- ممنوعيت هر گونه اعمال فشار جسمانی يا روانی به ويژه در جهت کسب اطلاعات، (ماده 31)

دوم- ممنوعيت آزار و اذيت بدنی و شکنجه و …

سوم- ممنوعيت مجازات های دسته جمعی، چپاول يا اقدامات تلافی جويانه عليه افراد و اموال غيرنظامي و گروگان گيری آن ها (ماده 34)

چهارم- در اختيار داشتن تسهيلات لازم جهت مراجعه اشخاص تحت حمايت به قدرت های حامی، کميته بين المللی صليب سرخ و …

پنجم- هر فردی که در قلمرو يکی از متخاصمان يا در قلمرو اشغال شده از سوی او به سر می برد می تواند به اعضای خانواده خود که در مکان ديگری به سر می برنند اخباری دهد که دارای خصيصه کاملاً خانوادگی است و هم چنين اخباری را دريافت کند. (ضيايی بيگدلی، 123- 124، 1373) (ماده 25 و 26)

3- 5. حمايت خاص از برخی طبقات افراد غيرنظامی
علی رغم بهبود حمايت عام از افراد غيرنظامی، برخی طبقات افراد از حمايت خاص و فزاينده ای برخوردارند که عبارتند از:

1- بيگانگان: بيگانگانی که در قلمرو يکی از متخاصمان به سر می برند حق ترک آن جا از دارنند مگر آن که عزيمت آن ها مخالف مصالح ملی کشور محل اقامت آن ها می باشد (ماده 35 عهدنامه چهارم ژنو) بيگانگان را می توان مجبور به کار کردن نمود؛ البته در همان وضعيت و شرايطی که برای کار اتباع آن کشور وجود دارد. اجبار اتباع دشمن به کارهايي که در رابطه با عمليات نظامی باشد مجاز نيست (مواد 39 و 40 عهدنامه چهارم).

2- پناهندگان: پناهندگان کسانی هستند که حوادث و يا آزار و اذيت ها انسان را در جهت يافتن پناهگاه در يک سرزمين ديگر، مجبور به ترک ميهنشان کرده است. زمانی که کشور پناه دهنده با کشور متبوع شخص پناهنده وارد جنگ می شود، شخص پناهنده از جمله افراد دشمن محسوب می شود.

3- افراد فاقد تابعيت يا آپاتريد.

4- زنان: طبق ماده 27 عهدنامه چهارم، زنان مخصوصاً در برابر هر گونه لطمه به شرافتشان و به ويژه در برابر تجاوز، اجبار به فحشا و هر گونه هتک حرمت مورد حمايت قرا گرفته اند. در صورت محروميت از آزادی بايد در مکان هايي جدا از مردان نگهداری شوند. (ماده 76 عهدنامه چهارم و بند 5 ماده 75 پروتکل شماره 1 و بند 26 ماده 5 پروتکل شماره 2)

5- کودکان: کودکان تصوير کاملاً نمايانی از قربانيان بی گناه را ارائه می دهند که مخصوصاً بايد مورد حمايت قرار گيرند. طبق ماده 24 عهدنامه چهارم، طرفين متخاصم بايد تدابير لازم را اتخاذ کنند تا کودکان کمتر از پانزده سال که بر اثر جنگ يتيم می شوند و يا از خانواده خود جدا می افتند به حال خود رها نشوند و در هر شرايطی تسهيلات لازم جهت نگهداری و انجام فرايض مذهبی و تربيتی آنان فراهم شود.

کودکان زير پانزده سال نبايد به عنوان سرباز يا عضو نيروهای مسلح به کار گرفته شوند ولی در صورت شرکت در جنگ و اسارت مورد حمايت خاص قرار می گيرند. (ضيايی بيگدلی، 127- 129، 1373)

6- خبرنگاران که طبق ماده 13 مقررات 1899 و 1907 لاهه در صورتی که به اسارت درآيند به شرط داشتن مجوز از سوی ارتشی که در معيت آن هستند، از حقوق اسيران بهره مند می گردد. (ضيايی بيگدلی،1366، 163)

در پايان نظر نويسنده کتاب جنگ و حقوق (law & war) درباره حفاظت از شهروندان در جنگ را می آوريم:

«حفاظت از شهروندان يکی از پروژه های صليب سرخ جهانی بود که تجربيات جنگ سال های 1939-1945 به آن ضرورت و فوريت بخشيد. در پايان جنگ جهانی دوم اين موضوع به عنوان يک موضوع مهم و مورد علاقه بين المللی مورد توجه قرار گرفت برای حقوق بشر بين المللی هيچ مسئله ای قطعی تر و حتمی تر از تمايز ميان مبارزان و غيرمبارزان مطرح نبوده و نيست. غيرمبارزانی که به عبارت «جمعيت» ترجمهشده است، به تفاوت بين ارتش و جمعيت شهروند نزديک است. کنار گذاشتن اين پروژه می توانست تمايلات دنيای جديد را لکه دار کند و حتی ناديده گرفتن آن تمايز، استحکام بحث های بشری را که شهروندان بايد متناسب با جنگ های مدرن مورد توجه قرار گيرند، منسوخ نمايد.

در بين سال های 45-1939 رنج و عذاب غيرنظاميان بسيار زياد و بزرگ بوده است و تحت سه عنوان اصلی تجربه شده است:

1- شهروندان و تبعه حاضر (مقيم) و يا در حال سفر در يک کشور خارجی در حالی که کشور محل اقامت يا سفر آن ها به عنوان يک دشمن رسمی کشور متبوع آن ها مبدل می شود و بر همين اساس مورد حمله قرار می گيرند و به عنوان دشمن و بيگانه بازداشت می شوند و با آن ها بدرفتاری می شود.

2- شهروندان و تبعه کشوری که کشور يا سرزمين آن ها توسط نيروهای اشغالگر اشغال شده و به عنوان دشمن هدف دشمن اشغالگر قرار می گيرند.

3- اتباع و شهروندان يک کشور بی طرف که در اثر حملات دشمن کشور محل اقامتشان دچار رنج و زيان می شوند. ممکن است مستقيماً مورد حمله آن ها قرار گرفته باشند و يا اين که به طور غيرمسقتيم از حملات آن ها آسيب ديده باشند مثلاً مخصوصاً رها شده باشند تا مورد حملات و بمباران های هوايي قرار گيرند.

از ديدگاه کلی بشری نمی توان گفت که کدام يک از سه طبقه رنج ديده مذکور کمتر يا بيشتر نياز به توجه دارند. اوضاع و احوال سياسی است که دو گروه اول و دوم را بيشتر تحت حفاظت کنوانسيون ژنو قرار می دهد.

همه آن چه که در بالا ذکر شده به عنوان زيان ديدگان و رنج ديدگان از اشغال نظامی بوده که از سوی اکثر کشورهای اروپايي، نمايندگانی به کنفرانس های سال های 9-1947 فرستاده شدند تا با اصرار زياد يک قانون جديد برای حفاظت شهروندان و افراد غيرنظامی وضع شود.»(Best Geoffrey,115.1996)


نتيجه گيری

در بحث ضمانت اجرای حقوق جنگ در اسلام و حقوق بين الملل قواعد و مقرراتی وجود دارد که در مقام مقايسه، قوانين و مقررات اسلام بسيار پيشرفته تر، دقيق تر و عملی تر است و از ضمانت اجرای بهتری برخوردار است. اگر چه از نظر شکلی حقوق بين الملل در اين خصوص بهتر دسته بندی و مفصّل شده است. در خصوص موضوع اين مقاله اين گونه می توان جمع بندی نمود که، غيرنظاميان نبايد مورد حمله و تجاوز قرار گيرند مگر اين که به عنوان سپر حفاظتی در برابر دشمن از آن ها استفاده شود. هم در اسلام و هم در حقوق بين الملل بر اين موضوع تأکيد شده است.

از نظر اسلام و حقوق بين الملل تنها مبارزان و کسانی که با آن ها همکاری و آن ها را پشتيبانی می نمايند مورد حمله و کشتار قرار می گيرند و غيرنظاميان، زنان، کودکان، پيران و … از تعرض مصون هستند. هر چند که در سطح بين الملل، اين قاعده عملاً رعايت نمی شود و بيشترين قربانيان جنگ های قرن اخير را غيرنظاميان تشکيل می دهند.

فرهنگ مهدويت در حقيقت همان فرهنگ اسلام است، که شامل احاديث، روايات و سيره ی معصومين (ع) می باشد. در اين فرهنگ به حقوق انسان ها و کرامت انسانی انسان توجه ويژه و قابل ملاحظه ای شده است. اين موضوع خصوصاً در زمان جنگ ها و درگيری ها پررنگ تر می شود.

اگرچه تلاش اوليه اسلام و ائمه معصومين (ع) اجتناب از جنگ و خونريزی بوده است اما هر گاه بنا بر دلايلی مجبور به شرکت در جنگ می شدند، تعاليم و دستورات ويژه ای در خصوص حقوق جنگ اجرا می نمودند که از جمله ی اين دستورات و تعاليم حقوق غيرنظاميان است. در دستور العمل اسلام آزردن افراد ناتوان، زنان و کودکان حتی به عنوان مقابله به مثل منع شده است.

در صدر اسلام با توجه به سنت های مرسوم، ائمه معصومين (ع) ناچار بودند که اسارت و بردگی طرف های شکست خورده در جنگ را بپذيرند اما همواره آنان در پی راهی برای آزاد کردن اسرای جنگی بودند، که از جمله اين اقدامات و تلاش ها می توان به اقدام پيامبر اکرم (ص) در خصوص آزاد کردن اسيران قبيله های بنی المصطلق و هوازن اشاره نمود. در سيره ی عملی ائمه معصومين (ع) با توجه به لزوم رعايت حال غيرنظاميان در جنگ به کارگيری سلاح هايي که اثرات زيان بار و نامحدودی به بار می آورد؛ منع شده است. که امروزه تحت عنوان سلاح های کشتار جمعی و مخرب از آنها ياد می شود. از ديگر موارد مربوط به حقوق غينظاميان نسل کشی است که آن هم در تعاليم اسلامی به شدت منع سده است.

در حقوق بين الملل طرفين جنگ در به کارگيری سلاح ها و تاکتيک های جنگی محدوديت دارند. در رابطه با گلوله های انفجاری، سلاح های شيميايي، هسته ای و بيولوژيکی ممنوعيت های زيادی وجود دارد. در همين رابطه اسلام نيز ريختن سم در آب و غذا و محيط فعاليت دشمنان را مکروه و ناروا شمرده است و فقط در صورت اجبار و ضرورت جنگی استعمال آن را تنها در مورد نظاميان و مبارزان دشمن مجاز دانسته است و نه افراد خارج از جنگ.

از نظر تاريخی قدمت اين اقدامات و توصيه های ائمه معصومين (ع) به قرن ها پيش بر می گردد؛ است ضمن آن که خودشان ضمانت اجرای آن را هم به عهده داشته اند. با وجودی که اين قوانين در روابط بين الملل و حقوق بين الملل امروزی با شکل و سياق نوين در حقيقت ريشه در همان دستورات و تعاليم اسلامی دارد.


منابع

– قرآن.

– ابن هشام، عبدالملک، السيره النبويه، دارالاحياء التراث العربی، بيروت، 1985.

– امير ارجمند، اردشير، مجموعه اسناد بين المللی حقوق بشر، دانشگاه شهيد بهشتی، تهران، 1386.

– برزنونی، محمد علی، «اسلام؛ اصالت جنگ يا اصالت صلح؟»، مجله حقوقی، شماره سی و سوم، پاييز و زمستان 1384.

– بلاذری، احمد بن يحيی بن جابر، انساب الاشراف، مؤسسه الاعلمی المطبوعات، بيروت، 1394 هجری.

– جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمينولوژی حقوق، گنج دانش، تهران، 1372.

– جعفری، محمد تقی، حقوق جهانی بشر مقايسه و تطبيق دو نظام: اسلام و غرب، مؤسسه تدوين و نشر آثار علامه جعفری، تهران، 1385.

– جعفری، عبدالمجيد، بررسی حقوق جنگ از ديدگاه اسلام و حقوق بين الملل، پايان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شيراز، 1378.

– حسينی جلالی، محمد رضا، جهاد امام سجاد (ع) ترجمه موسی دانش، بنياد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، 1382.

– حسينی، مصطفی، بردگی در اسلام، بنياد دائره المعارف اسلامی، تهران، 1372.

– خليليان، سيد خليل، حقوق بين الملل اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دهم، 1382.

– دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، انتشارات ميراث ماندگار، قم، 1384.

– شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ترجمه سيد علی هنجی، جلد اول، نشر دفتر خدمات حقوقی بين المللی، 1369.

– شيخ حر عاملی، محمد بن الحسن وسائل الشيعه، جلد 15، چاپ دوم مؤسسه آل البيت (ع)، قم، 1414هجری.

– شيخ حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشيعه، جلد يازدهم، نشر احياء التراث الاسلاميه، بيروت، سال ندارد.

– شيخ صدوق، متن و ترجمه معانی الاخبار، ترجمه محمدی شاهرودی، جلد سوم، دارالکتب الاسلاميه، تهران، 1377.

– ضيايی بيگدلی، محمد رضا، «حقوق جنگ و رفتار با اسيران» مجله حقوقی، شماره هشتم، بهار و تابستان 1366.

– ضيايی بيگدلی، محمد رضا، اسلام و حقوق بين الملل، گنج دانش، تهران 1375.

– ضيايی بيگدلی، محمد رضا، حقوق جنگ، دانشگاه علامه طباطبايی، تهران، 1373.

– طباطبايی، علامه سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه محمد باقر موسوی، جلد سی و ششم، 1363.

– طبرانی، ابوالقاسم سيلمان بن احمد، المعجم الکبير، دارالاحياء التراث العربی، بيروت، 1404هجری.

– طوسی، ابوجعفر محمدبن حسن، النهايه، انتشارت قدس محمدی، قم، بی تا.

– مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، جلد اول، مکتبه المشتغل، بيروت، 1981.

– مکارم شيرازی، ناصر، تفسير نمونه، جلد دوم انتشارات دارالکتب الاسلاميه، تهران، 1367.

– مهرپور، حسين، نظام بين المللی حقوق بشر، انتشارات اطلاعات، تهران، 1383.

– نجفی، جواهر الکلام، جلد 21، نشر دارالکتب الاسلاميه، تهران، 1362.

– Best Geoffrey ;War and law since 1945 ; Claredon press ; Oxford ; 1996.

پی نوشت
[3] رجوع کنيد به، امير ارجمند، مجموعه اسناد بين المللی حقوق بشر، (1386، 515-593).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

تابعیت
اعسار
مهریه
حقوق خانواده
نظر سنجی

چه سنی را برای ازدواج بهتر میدانید ؟

View Results

Loading ... Loading ...
وکیل پایه یک
تقویم
آمار سایت
  • 1
  • 7,047
  • 104
  • 25,403
  • 132
  • 62,023