در ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی آمده است هر گاه در یکی از طرفین، صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده، برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود؛ خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد بر آن واقع شده باشد.
در صورتی که در عقد نکاح، صفتی در یکی از زوجین شرط شود یا عقد مبتنی بر وجود صفتی در یکی از زوجین منعقد شده باشد و پس از عقد معلوم شود که فاقد آن صفت بوده، طرف دیگر میتواند به اعتبار خیار تخلف وصف، عقد نکاح را فسخ کند.
اما با توجه به ماده ۴۳۸ قانون مدنی که تصریح کرده است تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود؛ اگر چه این ماده ناظر به عقد بیع است، از ملاک آن میتوان استنباط کرد که تدلیس در مورد نکاح عبارت از عملیاتی نسبت به زن یا مرد است که موجب فریب طرف دیگر در ازدواج با او شود.
بنابرین چون تحقق تدلیس در ازدواج مستلزم آن است که پنهان داشتن صفت یا توصیف کردن به صفتی که شخص فاقد آن است، با قصد فریب انجام شده باشد، تشخیص آن در صلاحیت مرجع قضایی رسیدگیکننده است. در این زمینه تفاوتی میان ازدواج موقت و دایم وجود ندارد. بر اساس ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی، هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود، زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است. بر این اساس، بر حسب اینکه فسخ قبل از نزدیکی یا بعد از آن انجام شود، استحقاق زن در مطالبه مهر یکسان نیست. اما در مورد نفقه، چون تا زمانی که نکاح فسخ نشده، تکالیف قانونی زوجین وجود دارد و در ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی آمده است که در عقد نکاح دایم نفقه زن بر عهده شوهر است، تا زمان فسخ، زوجه حق مطالبه نفقه را دارد.
حکم قضایی شکستن شیشه ماشین داخل پارکینگ چیست ؟
اذیت کردن همسر و بچه ها با زبان چه کمی قضایی و اسلامی دارد ؟
دزدیدن گوشی چه حکم قضایی دارد ؟
فراخوان جذب اختصاصی داوطلبان تصدی منصب قضا سال ۱۴۰۳
دروغ مصلحتی بگم تا این ازدواج سربگیره
چگونه از زندگیمان در فضای مجازی مراقبت کنیم؟