88951171-72
  • دکتر مهرداد طالبی
  • ساعت ملاقات 14 الی 20
  • 88951171-72
  • 09121891506
  • mehrdadtalebi.ir
قبول پرونده های طلاق , مهریه, نفقه , جهیزیه , حضانت ,اجرت المثل ,اجاره ,قرارداد , بیع ,تنظیم قرارداد , تنظیم دادخواست , محاسبه مهریه به نرخ روز ,شکایت دیه , شکایت از سازمانهای دولتی , دیوان عدالت , انحصار وراثت , قرارداد صلح ,تنظیم وصیت نامه , هبه ,ابقاع ,عقد , اقاله , معوض و ...

امتیازات همسر ایده آل

یکی از مهم ترین آرزوهای پسران و دختران، انتخاب همسر ایده آل است و در پی جواب این سؤال که: کدام همسر با چه امتیازاتی ایده آل خواهد بود؟

در هر مکتب و مرامی برای این منظور امتیازات و ملاک های خاصّی وجود دارد و اما در اسلام، که دینی جهانی و برای سعادت تمام انسان ها، (مرد و زن) در تمام شئون زندگی برنامه دارد؛ برای همسر ایده آل امتیازاتی بیان گردیده که بعضی از آنها، زیربنایی و اصیل و غیر قابل چشم پوشی است و برخی، روبنایی و ظاهری است. اگر زن و مردی دارای هردو نوع امتیاز باشند، بدون تردید «همسر ایده آل» خواهند بود. اما اگر بعضی یا هیچ یک از امتیازات روبنایی را دارا نباشد، اما صاحب امتیازات زیر بنایی و اصیل باشد، باز این مرد و زن، همتا و کفوّ همدیگرند.

و اما اگر زن یا مردی، امتیازات زیربنایی را نداشته باشد و صاحب تمام امتیازات ظاهری باشد، این شخص هرگز برای یک مؤمن «همتا و کفو» نخواهد بود. و بسیار کم اتفاق می افتد که ازدواج با او، انسان را به ایده هایش برساند، بلکه اکثر این نوع ازدواج ها، ناموفق خواهد بود.

جمال و زیبایی، مال و ثروت، حسب و نسب و برتری خانوادگی، شخصیت اجتماعی، شغل پردرآمد، برجستگی مقام و منصب دنیایی، سنّ و سال، رنگی چنین و چنان و… همه از امتیازات ظاهری و روبنایی و در درجه دوم است؛ بدین صورت که اگر هر کدام از آنها نبود، مشکلی در همتایی زن و مرد در امر ازدواج ایجاد نمی کند، در صورتی که آن امتیاز اصیل و زیربنایی، وجود داشته باشد.

امتیاز زیربنایی و اصیل

تنها امتیازی که مورد سفارش اسلام است و موجب تداوم ازدواج و خوشبختی مرد و زن می گردد، و زیربنایی ترین امتیاز در امر ازدواج قرار دارد، «دین و اخلاق» است که با وجود این امتیاز اگر بعضی یا هیچ کدام از امتیازات ظاهری نباشد، مشکلی در امر ازدواج به وجود نخواهد آمد؛ بلکه به وعده قرآن کریم و روایات، اکثر آن امتیازات در طول زندگی با عنایت و لطف الهی به دست می آید.

خداوند می فرماید: )ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله(۱؛ «اگر فقیر باشند (ازدواج کنند)، خداوند از فضل خود آنها را بی نیاز می کند.»

امام صادق علیه السلام فرمود:

«اذا تَزوَّجَها لِدِینها رزقَهُ اللّهُ المالَ وَالجمالَ۲؛ مرد اگر زن را به خاطر دین او بگیرد، خداوند مال و جمال هم به او می دهد.»

برای روشن شدن این مطلب، بعضی از امتیازات ذکر شده در روایات را بررسی می کنیم:

ثروت و جمال

گاهی مرد برای انتخاب همسر، جز زیبایی یا ثروت چیزی در نظر نمی گیرد و ملاک همه امتیازات همسر ایده آل او فقط زیبایی و ثروت است. بنابر تصریح تعدادی از روایات، او به همین هدفش هم نائل نخواهد شد.

امام باقرعلیه السلام نقل می کند که پیامبر( َص ) فرمود:

«مَنْ تَزوّجَ امْرأَهً لا یَتَزَوّجَها الاّ لِجَمالها لَمْ یَرَ فیها ما یُحِبُّ. وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِمالِها لا یَتَزَوَّجَها الاَّ لَهُ وَکَّلَهُ اللّهُ الَیهِ، فَعَلَیْکُمْ بِذاتِ الدّین۳؛ کسی که در ازدواج هدفش تنها زیبایی است، به این هدف نخواهد رسید و کسی که هدفش ثروت است، خداوند او را به همان ثروت وامی گذارد (و ثروت، عامل نجات او نخواهد شد). بنا براین، بر شما باد به این که همسر دین دار را برگزینید.»

در روایت دیگر، امام صادق علیه السلام می فرماید: «هرگاه مردی با زنی به خاطر جمال یا ثروت زن ازدواج کند، خداوند او را به همان جمال و ثروت وامی گذارد (از خیر و برکت دیگر زن، بهره مند نمی شود) و اگر به خاطر دین ازدواج کند، خداوند جمال و زیبایی را به او خواهد داد.»۴

پیامبر اکرم ( َص )فرمود: «ایّاکُم و خَضْراءُ الدَّمَنْ۵؛ از سبزه ای که در لجن زار روییده، بپرهیزید.» عرض شد: یا رسول اللّه! منظور چیست؟ فرمود: «المَرأَهُ الحَسْناء فی مَنْبَتِ السُّوء؛ زن زیبایی که در خانواده ای بد تربیت شده باشد (و از اخلاق الهی بی بهره باشد).»

زن نیز در انتخاب شوهر، باید «دین و اخلاق» را ملاک خود قرار دهد. حضرت علی علیه السلام فرمود: رسول اکرم ( َص ) می فرمود:

«هرگاه خواستگاری آمد که در مورد «دین و اخلاقش» او را می پسندید، جواب مثبت به او بدهید…»۶

از امام رضاعلیه السلام نقل شده است:

«هرگاه مردی که دین و اخلاقش را پسندیدی برای خواستگاری دخترت آمد، جواب مثبت به او بده، فقر و تهیدستی او مانع تو از جواب مثبت دادن نشود؛ زیرا خداوند می فرماید: اگر فقیر باشند، خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می کند. »۷

خاندان و حسب و نسب

یکی از افکار غلط و غیر منطقی، این است که بعضی می گویند: او، همتای ما نیست و به خاندان ما نمی خورد؛ زیرا دارای فامیل نیست و یا در فلان نژاد است.

انسانیّت و شرافت انسان، به علم و کمالات معنوی و دین و اخلاق است. نژاد و فامیل و امتیازات ظاهری و ساختگی، ملاک برتری نخواهد بود.

امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا( َص ) دختر عمویش به نام «ضباعه» دختر زبیر بن عبدالمطلب را همسر مقداد بن اسود قرار داد (با این که ضباعه، سرشناس و مقداد، گمنام بود). و با این کار، خواست امر ازدواج آسان گردد و از سطح طبقه بندی، پایین آید و مردم همین شیوه را از آن حضرت پیروی کنند و بدانند که:

انّ اکرمکم عنداللّه اتقاکم(۸ ؛ «همانا گرامی ترین شما در پیشگاه خدا، پاکترین شما می باشد.»۹

و در روایت دیگر، هنگامی که ازدواج ضباعه با مقداد تحقق یافت، عده ای از بنی هاشم نزد پیامبر( َص )آمدند و در این باره انتقاد کردند. رسول اکرم( َص ) فرمود:

«إنّی إنّما أَرَدْتُ أَنْ تَتَّضَعَ المَناکِحَ ۱۰؛ همانا خواستم بلند پروازی در ازدواج ها را به پایین بکشم».

و در نقل دیگر، پیامبر( َص ) فرمود:

«من، زید بن حارثه را همسر زینب (دختر عمّه ام) دختر جحش قرار دادم و همچنین ضباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب را همسر مقداد نمودم: لِیَعلَمُوا أنَّ أشْرَفَ الشَّرَفِ الإسلام ۱۱؛ تا مردم بدانند که برترین شرافت ها، اسلام است.»

علی بن اسباط یکی از بزرگان اصحاب امام باقرعلیه السلام در مورد ازدواج دخترانش نامه ای برای آن حضرت نوشت که: شوهرانی مثل خودم (که زندگی خوبی داشته باشند) نمی یابم، چه کنم؟

امام باقرعلیه السلام در پاسخ نوشت:

«مقصود تو را فهمیدم که شوهری مانند خودت را نمی یابی؛ ولی در این باره، کار را به تأخیر نینداز؛ زیرا رسول خدا( َص ) فرمود: هرگاه شخصی که از دین و اخلاق او راضی هستید به خواستگاری آمد، همسر به او بدهید و گرنه، فتنه و فساد بزرگ رخ می دهد.»۱۲

پیامبراکرم( َص )می فرمود:

«هرگاه خواستگاری آمد که در مورد دین و اخلاقش، او را می پسندید، جواب رد به او ندهید.» راوی می گوید: عرض کردم: گرچه از نظر نسب در طبقه پایین باشد؟ فرمود: «آری، اگر دین و اخلاق وی را پسندیدید، به او همسر بدهید و گرنه، فتنه و فساد عظیم در زمین رخ می دهد.»۱۳

همتایی در ازدواج

زن و مرد مؤمن، همتا و کفو یکدیگرند؛ اگرچه یکی از آن دو، یا هر دو، بعضی یا هیچ یک از امتیازات ظاهری را دارا نباشند. لذا پیامبر( َص ) می فرمود:

«… المُؤمنُ کُفْوٌ للمؤمِنَهِ والمُسلِمُ کُفْوٌ لِلمُسلِمَه؛۱۴ … مرد مؤمن، همتای زن مؤمن و مرد مسلمان، همتای زن مسلمان می باشد.»

در روایات متعددی از امام صادق علیه السلام نقل شده که آن حضرت فرمود: «اَلْکُفْوُ أن یَکُونَ عَفیفاً وَ عِنْدَهُ یَسارٌ۱۵؛ همتای مناسب برای زن، آن شوهری است که با عفت و پاکدامن باشد و مخارج زندگی خود را بتواند اداره کند (نه این که دارای ثروت کذائی و غیره باشد).»

امام صادق علیه السلام می فرماید: خداوند متعال آنچه مورد نیاز بشر می باشد، به پیامبرش تعلیم داد؛ یکی از تعلیمات خداوند متعال به حضرت رسول ( َص )این است:

روزی آن حضرت بالای منبر رفت، پس از حمد و ثنای الهی، فرمود: جبرئیل بر من نازل شد و این پیام را از طرف خداوند متعال به من داد و فرمود: «دوشیزگان همانند میوه های روی درختان هستند که اگر رسیده شوند، باید آنها را چید، و گرنه تابش خورشید، آن میوه ها را تباه می کند، و باد، اجزاء فاسد شده آنها را پراکنده می سازد. همچنین دوشیزگان وقتی که به سنّ رشد رسیدند، دوائی برای آنها جز شوهرانشان نیست، و در غیر این صورت، در پرتگاه خطر فساد هستند؛ زیرا آنها بشر هستند (و غریزه جنسی دارند، فرشته نیستند).»

در این هنگام، مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا! با چه کسی ازدواج کنم؟

پیامبر( َص ) فرمود: «أَلأَکْفاء؛با همتاهای خود.»

او پرسید: همتاهای ما کیانند؟

پیامبر( َص ) فرمود: «أَلْمُؤمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَکْفاءُ بَعْضٍ؛ مؤمنان همتاهای یکدیگرند.» و این جمله را دوبار تکرار کرد.۱۶

بنابراین ملاکِ همتایی، اسلام و ایمان است نه قیافه و نژاد و…

ازدواج پیامبر( َص ) با حضرت خدیجه سلام الله علیها

یکی از کامل ترین الگوها، ازدواج حضرت محمد( َص ) با حضرت خدیجه سلام الله علیها است. پیامبر گرامی اسلام( َص ) در حالی به خواستگاری حضرت خدیجه سلام الله علیها می رود که از نظر ظاهر، جوانی یتیم و فقیر است و حضرت خدیجه ۳از بانوان ثروتمند مکه می باشد. پیامبر( َص ) در ۲۵ سالگی است و خدیجه در ۴۰ سالگی که قبلاً دو شوهر دیگر نیز داشته که از دنیا رفته بودند. پذیرش حضرت خدیجه پیامبر را به همسری به خاطر آینده نگری بی نظیر وی بود، همان گونه که اقدام پیامبر برای این ازدواج نه به خاطر ثروت خدیجه، بلکه به جهت فضیلت و شرافت و اخلاق نیکوی وی بود. زیرا حضرت خدیجه در آن عصر بدین صفات نیکو، مشهور بود؛ آن گونه که از خطبه عقد وی که ابوطالب آن را قرائت کرد، به خوبی مشهود است. ابوطالب گفت:

«گرچه برادر زاده ام محمد از نظر مالی، فقیر است؛ ولی از نظر کمالات معنوی بی نظیر می باشد. «ثروت»، عطائی است که خداوند به قدر ضرورت و نیاز در اختیار بشر قرار داده و مانند سایه ای است که نابود می شود. محمد، به خدیجه و خدیجه، به محمد علاقه مند هستند. ما برای خواستگاری بر اساس رضایت خدیجه و امر او، آمده ایم…»۱۷

و در بعضی از روایات، ابوطالب حضرت خدیجه سلام الله علیها را چنین توصیف کرد:

«همانا برادرزاده ما، خواستگار دختر گرامی شماست که دارای سخاوت و عفت است. او، بانوی بلند مقام و معروف در میان شماست. فضل و ارجش زبانزد مردم است. شأن او، ارجمند می باشد.»۱۸

این صفات و فضیلت های معنوی حضرت خدیجه۳بود که او را شایسته همسری برجسته ترین انسان عالم خلقت؛ یعنی حضرت محمد( َص )نمود.

ازدواج جُوَیبر و ذُلفا

یکی از ازدواج هایی که در زمان پیامبر( َص ) به دستور آن حضرت انجام شد و الگویی برای بعضی ازدواج ها در زمان ائمه: نیز قرار گرفت و باید سر مشقی برای دیگر ازدواج ها باشد، ازدواج جویبر و ذلفا است.

ابوحمزه ثمالی می گوید:

در خدمت امام محمدباقرعلیه السلام نشسته بودم که خادم حضرت آمد و برای مردی (منجح بن ریاح) اجازه ورود خواست، امام نیز اجازه داد. «منجح» سلام کرد. حضرت به او جواب داد و خوش آمد گفت و او را نزدیک خود جای داد و از حالش جویا شد. «منجح» گفت: فدایت شوم! من دختر فلانی را که از دوستان شماست، خواستگاری نموده ام؛ ولی او به علت چهره زشت من و فقر و غربتم، دست رد به سینه ام زده و مرا شایسته دامادی خود نمی داند؛ به طوری یأس از زندگی و غصه و اندوه، قلبم را فشرده است که مرگ خود را از خداوند خواسته ام!

حضرت فرمود: خودت به عنوان فرستاده من می روی نزد او، و می گویی: محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب می گوید: دخترت را به «منجح بن ریاح» که از دوستان من است، تزویج کن و جواب رد به او مده!

«منجح» شادمان شد و با شتاب به عنوان فرستاده امام باقرعلیه السلام برای خواستگاری مجدّد روانه خانه پدر آن دختر شد…

بعد از رفتن او، امام محمد باقرعلیه السلام رو به حضّار نمود و فرمود:

مردی از اهل «یمامه» به نام «جویبر» به منظور جستجوی آیین اسلام به حضور پیامبر( َص ) شتافت و با اشتیاق اسلام آورد. دیری نپایید که از خوبان اصحاب پیغمبر به شمار آمد. «جویبر» سیاه پوست و فقیر و برهنه بود؛ قامتی کوتاه و چهره ای زشت داشت.

پیغمبر به ملاحظه اینکه وی، مردی غریب و برهنه بود، او را مورد تفقّد قرار داد و لباس برایش تهیه کرد و روزانه برایش غذا می فرستاد.

کم کم افراد غریب و حاجتمند که مانند او به شرف اسلام فائز می گشتند و از روی ناچاری در مدینه می ماندند، رو به فزونی گذاشت و مسجد پیغمبر برای سکونت آنها تنگ شد. در این هنگام، خداوند به پیغمبر( َص ) وحی فرستاد که آنها را از مسجد خارج سازد و آن مکان مقدس را همچنان برای عبادت، پاک و پاکیزه نگاهدارد…

پیغمبر( َص ) دستور داد، صفّه ای (سکّوئی) در جنب مسجد برای اسکان این عده ساختند و آنها را در آن محل جای دادند…

روزی پیامبر( َص ) در آن جمع با کمال رأفت و حالی رقّت بار به «جویبر» نگریست و فرمود: جویبر! چه خوب بود همسری اختیار می کردی تا شهوت خود را کنترل کنی و در امور دنیا و آخرت، با تو همکاری کند!

«جویبر» عرض کرد: ای پیغمبر خدا! پدر و مادرم فدایت شوند! کدام زن حاضر است به همسری من تن در دهد؟ من که نه حسب دارم و نه نسب، و نه مال و نه جمال؛ چه زنی رغبت می کند با من ازدواج نماید؟ پیامبر( َص )فرمود: ای جویبر! خداوند جهان به برکت دین حنیف اسلام، آن کس را که در جاهلیت شرافت داشت، پست نمود، و کسانی را که پست بودند، شرافت داد. و آنها را که سابقاً ذلیل بودند، عزیز گردانید. و آن همه نخوت جاهلیت و تفاخر و بالیدن به قبیله و نسب را که میان آنها مرسوم بود، به کلّی برانداخت. امروز دیگر همه مردم: سفید، سیاه، قریش، عرب و عجم برابرند. همه، فرزندان آدم هستند و آدم را هم خداوند از خاک آفرید! در روز قیامت محبوب ترین مردم در پیشگاه خداوند فقط پارسایان و پرهیزکارانند. ای جویبر! هم اکنون می روی نزد «زیاد بن لبید» که شریف ترین مردم قبیله «بنی بیاضه» است و می گویی: رسول خدا، مرا فرستاده و دستور داده است که دخترت «ذلفا» را به عقد همسری جویبر (من) درآوری!

وقتی جویبر وارد خانه زیاد بن لبید شد، زیاد با گروهی از بستگان خود نشسته و سرگرم گفتگو بود. جویبر اجازه ورود خواست و بعد از آنکه به مجلس در آمد، سلام کرد، آنگاه زیاد را مخاطب ساخت و گفت: من از جانب رسول خدا( َص )آمده ام و برای انجام کاری حامل پیامی می باشم. آن را به طور آشکار بگویم، یا خصوصی و پنهانی؟ زیاد گفت: چرا پنهانی؟ آشکارا بگو! من پیام رسول خدا( َص ) را موجب فخر و شرافت خود می دانم!

جویبر گفت: پیغمبر( َص ) پیغام داده که دخترت «ذلفا» را به عقد همسری من درآوری!

زیاد گفت: آیا پیغمبر، تو را برای ابلاغ این پیام فرستاد؟

جویبر گفت: آری! من سخن دروغ به رسول خدا نسبت نمی دهم.

زیاد گفت: ما دختران خود را به اشخاصی که هم شأن ما نیستند، تزویج نمی کنیم. برگرد نزد پیامبر تا خودم بیایم و عذر خود را بگویم.

جویبر ناراحت شد و در حالی که می گفت: به خدا قسم! این کار مطابق دستور قرآن مجید و گفته پیغمبر اکرم( َص )نیست؛ مراجعت کرد.

«ذلفا» سخنان را شنید؛ لذا فردی را فرستاد و پدرش را به اندرون خواست و پرسید: پدرجان! چه گفتگویی با جویبر داشتی؟ پدرش گفت: می گوید پیغمبر، مرا فرستاده که دخترت «ذلفا» را به من تزویج نمایی.

ذلفا گفت: به خدا! جویبر دروغ نمی گوید، بفرست تا پیش از آن که او به نزد پیغمبر مراجعت کند، برگردد.

«زیاد» فردی را فرستاد تا جویبر را از میان راه برگرداند؛ وقتی آمد، او را مورد تفقّد و احترام قرار داد. سپس گفت: اینجا باش تا من برگردم. آنگاه خود به حضور پیغمبر شرفیاب شد و گفت:

پدر و مادرم فدایت گردد!

جویبر پیامی از جانب شما آورده؛

ولی من پاسخ او را به نرمی ندادم. اینک شخصاً به حضور مبارک شرفیاب شده و عرض می کنم که:

ما طایفه انصار، دختران خود را به افراد غیر هم شأن خود تزویج نمی کنیم.

پیامبر( َص ) فرمود:

«یا زیادُ جُوَیْبِرُ مؤمنٌ ، والمؤمنُ کفوٌ للمؤمنه والمسلمُ کفوٌ للمُسلمه؛ ای زیاد! جویبر، شخص با ایمانی است و مؤمن، همتای مؤمن است و مرد مسلمان، همتای زن مسلمان است. بنابراین (با رضایت دخترت) دخترت را همسر او گردان.»

زیاد به خانه برگشت و آنچه را پیغمبر فرموده بود، به اطلاع دخترش رسانید.

دختر گفت: پدرجان! این را بدان که اگر از فرمان پیغمبر سرپیچی کنی، کافر خواهی شد.

زیاد وقتی چنین دید، بیرون آمد و دست جویبر را گرفت و به میان بزرگان قوم خود آورد، و ذلفا را به وی تزویج نمود. مهریه و جهیزیه عروس را نیز شخصاً به عهده گرفت. آنگاه از جویبر پرسید: خانه ای داری که عروس را به خانه ات بیاوریم؟ گفت: نه! زیاد

خانه ای با وسائل و لوازم زندگی تهیه دید و به وی اختصاص داد. عروس را نیز آرایش کرده و خوشبو نمودند. و به جویبر لباس دامادی پوشانیدند.

بدین گونه، «ذلفا» دختر زیبای یکی از بزرگان اشراف مدینه و قبیله معروف خزرج، به همسری مردی سیاه پوست ، اما آراسته به زیور معرفت در آمد.

لحظه ای بعد، جویبر را به حجله آوردند. وقتی اتاق خلوت شد و نگاهش به رخسار زیبای عروس افتاد و خود را در خانه ای دید که همه چیز دارد و غرق در زینت و عطر است، به گوشه ای رفت و تا سپیده دم مشغول قرائت قرآن و نماز و عبادت شد. هنگامی که صدای اذان را شنید، برخاست و برای ادای نماز در پشت سر پیغمبر( َص ) از خانه بیرون رفت. ذلفا نیز وضو گرفت و نماز گزارد… تا سه شب، ماجرا به همین منوال گذشت تا اینکه زیاد هم از موضوع اطلاع یافت. لذا به حضور پیامبر( َص ) رسید و ماجرا را به عرض حضرت رسانید و اضافه کرد که: جویبر تاکنون با عروس سخن نگفته و فکر نمی کنم او رغبتی به زنان داشته باشد…

پیامبر( َص ) داماد را احضار کرد و فرمود: جویبر! مگر تو علاقه ای به زن نداری؟

عرض کرد: یا رسول اللّه! برای چه؟ مگر من مرد نیستم، اتفاقاً شهوت جنسی و علاقه من به زن، بسیار هم هست… یا رسول اللّه! من چون خود را در خانه ای وسیع و فرش کرده و پر از لوازم زندگی و عطر و زینت دیدم، به حال و وصفی که سابقاً داشتم، اندیشیدم و بی کسی و تنگدستی خود را با غریبان به یاد آوردم! از این رو، خواستم قبل از هر چیز، «شکر نعمت» را به جای آورده و بدین گونه، به ذات مقدّس باری تعالی تقرّب جویم… در عین حال، آن را در مقابل آنچه خداوند به من ارزانی داشته، ناچیز می بینم. ولی قول می دهم که امشب را با عروس خود به سر برم و رضایت او و بستگانش را جلب کنم …

چیزی نگذشت که «جویبر» در رکاب پیغمبر به عزم جنگی از مدینه خارج شد و در آن جنگ شربت «شهادت» نوشید. بعد از شهادت او، «ذلفا» خواستگاران زیادی پیدا کرد؛ به طوری که هیچ زنی در مدینه نبود که مانند او آن همه خواستگار داشته باشد و در راهش آن اندازه اموال فراوان صرف کنند.۱۹

نتیجه این که: ملاک اصلی در همتایی زن و شوهر، دین و تقواست.

امام صادق علیه السلام از پیامبر( َص ) نقل کرده که آن حضرت فرمود:

«مِنْ سَعادَهِ المَرءِ الزَّوجَه الصّالحه۲۰؛ داشتن همسر نیکو، از سعادت مرد است.»

امام باقرعلیه السلام از پیامبر( َص ) نقل کرده که خداوند فرمود:

«زمانی که بخواهم تمام خوبی دنیا و آخرت را به مسلمانی بدهم، قلبی خاشع، زبانی ذاکر و بدنی که در بلا صابر باشد، به او عطا می کنم. و همسر مؤمنی به او می دهم که هرگاه به او نگاه کند، مسرور گردد و در غیابش، خودش و مالش را حفظ کند.»۲۱

ابراهیم کرخی از امام صادق علیه السلام درباره انتخاب همسر، مشورت کرد… آن حضرت فرمود:

«نیک بنگر که خود را در چه جایگاهی می گذاری، و چه کسی را شریک مال و دین و اسرار خود می سازی! اگر از این کار، ناگزیر هستی، دوشیزه ای پیدا کن که «خوش رفتار» و «نیک خلق» باشد. بدان، زنان آن گونه هستند که این شاعر می گوید:

ألا اَنَّ النِّساءَ خُلِقْنَ شَتَّی

فَمِنْهُنَّ الْغَنیمَهُ وَالْغَرامُ

وَ مِنْهُنَّ الْهِلالُ إذا تَجَلّی

لِصاحِبِهِ وَ مِنْهُنَّ الظَّلامُ

فَمَنْ یَظْفَرْ بِصالِحِنَّ یَسْعَدْ

وَ مَنْ یَغْبُنْ فَلَیْسَ لَهُ انْتِقامُ

آگاه باش! که زنان، گوناگون آفریده شده اند: بعضی، غنیمتی ارزنده و دلاور و دلربا هستند؛ بعضی، مانند ماه یک شبه برای شوهر خود می درخشند؛ و بعضی، چهره تاریک دارند. هرکس دارای همسر شایسته گردد، پیروز و سعادتمند گردد و هرکس در این راه به خطا رود، چون گرفتاری بیچاره است.» ۲۲

ویژگی های دیگر

از مجموع آنچه ذکر شد، می توان چنین نتیجه گرفت که: «دین» و «اخلاق نیک» دو ملاک اصلی برای شایستگی زن و شوهر است. با این همه، دیگر ویژگی های فضیلت و برتری نیز در اسلام به آن توجه شده و در حدّ امکان باید اهمیّت داده شود؛ گرچه در درجه دوم اهمیّت است.

یکی از ویژگی هایی که از فروعات دین و اخلاق است، هماهنگی فرهنگی است. امام صادقعلیه السلام در ذیل گفتاری فرمود:

«اِنَّ العارِفَهَ لا تُوضَعُ الاّ عِنْدَ عارِفٍ۲۳؛ زن آگاه و با معرفت، باید همسر مرد آگاه و با معرفت گردد.»

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: در حضور رسول خدا( َص )بودم، در مورد همسر (زن) شایسته چنین فرمود: بهترین همسران شما، کسانی هستند که دارای این خصلت ها باشند:

۱) برای تولّد فرزندان متعدد، آمادگی داشته باشد.

۲) مهربان باشد.

۳) عفّت و پاکدامنی خود را رعایت کند.

۴) در میان بستگانش عزیز و سربلند باشد.

۵) در نزد شوهرش فروتن باشد.

۶) خود را برای شوهرش بیاراید و به او بنمایاند.

۷) نسبت به نامحرمان، خود نگهدار باشد و پوشش خود را حفظ کند.

۸) از شوهرش حرف شنو باشد.

۹) در امور جنسی، میل شوهرش را بپذیرد.

۱۰) در عشق و علاقه به شوهر، افراط نکند و اعتدال را حفظ نماید.۲۴

همچنین رسول خدا( َص )فرمود:

«بهترین زنان امت من، زیباروی و اندک مهریه هستند.»۲۵

به شخص بد اخلاق همسر ندهید، گرچه از فامیل های خودتان و از نظر خاندان هم شأن خودتان باشد. حسین بن بشّار گوید:

به امام رضاعلیه السلام در نامه نوشتم: فامیلی دارم که به خواستگاری [دخترم] آمده است ولی بد اخلاق است؟ حضرت فرمود: به او همسر نده، اگر بد اخلاق است.۲۶

«سعدی» چه نیکو سروده است:

زن خوبِ، فرمان برِ پارسا

کند مردِ درویش را پادشا

بُرو پنج نوبت بزن بر درت

چو یاری موافق بود در برت

همه روز اگر غم خوری، غم مدار

چو شب غمگسارت بود در کنار

اگر پارسا باشد و خوش سخن

نگه در نکوئی و زشتی مکن

دلارام باشد زنِ نیک خواه

ولیکن زن بد، خدایا! پناه

تهی پای رفتن، به از کفش تنگ

بلای سفر بِهْ که در خانه جنگ ۲۷

احمد محیطی اردکانی

پی نوشت ها:

۱. نور / ۳۲.

۲. فروع کافی، ج ۵، ص ۳۳۲ و ۳۳۳.

۳. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳۱، ب ۱۴، من ابواب مقدمات النکاح، ح ۴.

۴. همان، ص ۳۰، ح ۱؛ فروع کافی، ج ۵، ص ۳۳۳.

۵. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۹.

۶. همان، ص ۵۲، ب ۱۴، ح ۶.

۷. مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۸۸، ب ۲۴، ح ۳؛ فقه الرضا (ع)، ص ۳۱؛ نور / ۳۲.

۸. حجرات / ۲۱۳.

۹. تهذیب الاحکام، طوسی، ج ۷، ص ۳۹۵.

۱۰. همان.

۱۱. بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۶۵ و ۲۶۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۲۳۸.

۱۲. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۱.

۱۳. همان، ص ۵۲.

۱۴. فروع کافی، ج ۵، ص ۳۴۱.

۱۵. همان، ص ۳۴۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۲، ب ۲۸، من ابواب مقدمات النکاح، ح ۵و ۷.

۱۶. فروع کافی، ج ۵، ص ۳۳۷، ح ۲.

۱۷. همان، ص ۳۷۴ و ۳۷۵.

۱۸. بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۶۹.

۱۹. فروع کافی، ج ۵، ص ۳۳۹ – ۳۴۳.

۲۰. همان، ص ۳۲۷.

۲۱. همان؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۳، ح ۸.

۲۲. فروع کافی، ج ۵، ص ۳۲۳.

۲۳. همان، ص ۳۵۰.

۲۴. همان، ص ۳۲۴؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۱۴.

۲۵. فروع کافی، ج ۵، ص ۳۲۴.

۲۶. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۴.

۲۷. بوستان سعدی، باب هفتم…، و در کلیات سعدی، ص ۳۶۱.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

تابعیت
اعسار
مهریه
حقوق خانواده
نظر سنجی

به نظر شما اختلاف زن و مرد از کجا شروع میشود ؟

View Results

Loading ... Loading ...
وکیل پایه یک
تقویم
آمار سایت
  • 1
  • 130
  • 98
  • 173
  • 133
  • 62,232